frills
frills - زواید
N/A - N/A
UK :
US :
attractive but unnecessary features
ویژگی های جذاب اما غیر ضروری
extra things that are added to something to make it more pleasant or more attractive but that are not necessary
چیزهای اضافی که به چیزی اضافه می شوند تا آن را دلپذیرتر یا جذاب تر کنند، اما ضروری نیستند
ما یک شرکت کالا محور هستیم، بدون هیچ چیز.
سعادت کاملاً لذتبخش است، بدون هیچ زواید یا فضولی.
It should have brought pressure on mainstream banks to provide low-cost services with no frills within the existing system.
باید بر بانکهای جریان اصلی فشار وارد میکرد تا خدمات کمهزینه و بدون هیچ گونه زوایدی در سیستم موجود ارائه کنند.
Mantela یک کشتی صادقانه بود، بدون هیچ گونه زواید، اما آماده برای مقابله با تمام مسافران.
The action doesn't quite live up to the presentation: it's simple overhead-view stuff with no frills, but fun none the less.
اکشن کاملاً مطابق با ارائه نیست: چیزهای ساده ای با نمای بالای سر و بدون حاشیه است، اما به هر حال سرگرم کننده است.
یک خط هوایی ارزان و بدون حاشیه
این مدل زواید کمتری دارد بنابراین هزینه کمتری دارد.
This particular blender works just fine but if you want one with all the frills, it's worth paying more for a better brand.
این مخلوطکن خاص به خوبی کار میکند، اما اگر میخواهید یک مخلوطکن با تمام ویژگیها داشته باشید، ارزش پرداخت بیشتر برای برند بهتر را دارد.
همه اصول اولیه در جای خود هستند، اما هیچ یک از زواید.
His songwriting is stripped down and pure and has a deep emotional punch without all the extra production frills you'll find on his other recordings.
ترانه سرایی او پاک و ناب است، و بدون تمام زوایای تولید اضافی که در دیگر ضبط هایش خواهید دید، ضربه عاطفی عمیقی دارد.
سوپرمارکت های زنجیره ای به قیمت های پایین و نداشتن زواید معروف است.
یک خط هوایی ارزان، بدون هیچ چیز
یک کامپیوتر اولیه با چند زواید
پول کمی که به درستی خرج می شود، می تواند بیشتر از پول زیادی که برای کارهای زشت و حیله خرج می شود، انجام دهد.
trimmings
تزئینات
additions
اضافات
embellishments
تزیینات
trappings
تله
accompaniments
همراهی ها
superfluities
اضافی
flourishes
شکوفا می شود
add-ons
افزونه ها
added extras
اضافه شده
side dishes
مخلفات
accessories
تجهیزات جانبی
extras
متعلقات
appurtenances
چاشنی زدن
garnish
دکوراسیون
decorations
زیور آلات
ornaments
لهجه
accent
تکه ها و تکه ها
bits and pieces
بریده ها
clippings
مکمل
supplements
تثبیت
fixings
رفع می کند
fixins
اجزاء
components
ساخت
makings
تزئین
dressing
عناصر
elements
قطعات
parts
اجزای تشکیل دهنده
ingredients
constituents
plainness
ساده بودن
disgrace
رسوایی
eyesore
چیز بدنما
نزول کردن
