hob
hob - اجاق گاز
noun - اسم
UK :
US :
صفحه صاف یک اجاق گاز
قسمت یا سطح بالای اجاق گاز که می توان تابه ها را روی آن گرم کرد
در گذشته یک قفسه فلزی در کنار شومینه که در آن تابه ها را گرم می کردند
Its easy-to-clean hob fits flush with your work surface and incorporates four evenly rated burners sealed into two deep spillage wells.
صفحه اجاق گاز آن که به راحتی تمیز می شود، همسطح با سطح کار شما قرار می گیرد و دارای چهار مشعل با درجه یکنواخت است که در دو چاه نشت عمیق آب بندی شده اند.
با یک صفحه گازی، همه چیز با لمس یک انگشت امکان پذیر است.
دیگهای سیاه روی یک جفت اجاق گاز بخار میشد.
یک اجاق گاز چهار صفحه ای و یک هود وجود دارد که بوی آشپزی را از بین می برد.
در بالای اجاق، سبزی های زمستانی به طرز خوشمزه ای حباب می زدند.
Jean-Claude half filled a pitcher with pump-water and added hot water from the huge kettle on the hob.
ژان کلود نیمی از یک پارچ را با آب پمپ پر کرد و آب داغ کتری بزرگ روی اجاق را اضافه کرد.
در آشپزخانه، گوشت در فر جوشید و یک ماهیتابه بزرگ سیب زمینی روی اجاق قرار گرفت.
mischief
مایه دردسر
devilry
شیطان پرستی
mischievousness
شیطنت
shenanigans
شیطنت ها
rascality
حیله گری
roguery
سرکشی
wickedness
شرارت
diablerie
diablerie
devilment
شیطان
deviltry
شرط بندی
waggery
بی شرمی
impishness
زرنگی
knavery
بی قراری
waggishness
اهریمنی
roguishness
رفتار نادرست
devilishness
رفتار نادرست انگلستان
naughtiness
رفتار نادرست ایالات متحده
misconduct
شوخی
misbehaviourUK
سرخوشی
misbehaviorUS
ورزشی بودن
prankishness
حماقت
friskiness
بازیگوشی
sportiveness
شوخ طبعی
tomfoolery
تجارت خنده دار
playfulness
تجارت میمون
frolicsomeness
جینک های بالا
خودسری
monkey business
بدی
high jinks
waywardness
badness
مزیت - فایده - سود - منفعت
کمک
معاونت
behaviourUK
رفتار انگلستان
behaviorUS
رفتار ایالات متحده
سود
blessing
برکت
favorUS
طرفدار ایالات متحده
favourUK
favourUK
خوب
goodness
خوبی
happiness
شادی
مهربانی
kindness
آداب
manners
اطاعت
obedience
درست
تقوا
هوشیاری
sobersidedness
جدیت
earnestness
اخلاق
soberness
morality
