metaphysical
metaphysical - متافیزیکی
adjective - صفت
UK :
US :
به مطالعه متافیزیک می پردازد
مربوط به بخشی از فلسفه است که مربوط به شناخت هستی و معرفت است
مربوط به بخشی از فلسفه که به هستی و معرفت می پردازد
Almost anything is possible where there are no fundamental metaphysical constraints on the sorts of things that might exist.
تقریباً هر چیزی ممکن است، جایی که هیچ محدودیت متافیزیکی اساسی برای انواع چیزهایی که ممکن است وجود داشته باشند، وجود نداشته باشد.
It is hoped that in this way the metaphysical difficulties surrounding this problem will largely melt away.
امید است که به این ترتیب مشکلات متافیزیکی پیرامون این مشکل تا حد زیادی از بین برود.
Simplicity is desirable, in scientific and in metaphysical explanations.
سادگی در توضیحات علمی و متافیزیکی مطلوب است.
Are those empirical credentials sufficient however to sustain the metaphysical implications it is thought that the laws have?
با این حال، آیا آن اعتبارات تجربی برای حفظ مفاهیم متافیزیکی که تصور میشود قوانین دارند کافی هستند؟
Symbols everywhere and metaphysical messages.
نمادها در همه جا و پیام های متافیزیکی.
The dying planet has a metaphysical relationship to my own mortality and to that extent my inquiry into landscape is inherently ironic.
سیاره در حال مرگ یک رابطه متافیزیکی با مرگ و میر خودم دارد و تا این حد تحقیق من در مورد چشم انداز ذاتاً طعنه آمیز است.
من به ندرت در بحث درباره انتزاعات سخت تر یا تیزرهای متافیزیکی با او رضایت زیادی پیدا می کنم.
یک جهان بینی متافیزیکی این سوال را مطرح می کند که چرا آن رویداد را جذب کردید.
metaphysical problems/speculation
مشکلات متافیزیکی / حدس و گمان
بیشتر نوجوانان از خود سوالات متافیزیکی مانند عشق چیست؟ و مرگ چیست؟
او عملی است و به حدس و گمان های متافیزیکی داده نمی شود.
سوالات متافیزیکی در مورد ماهیت جهان
supernatural
فراطبیعی
preternatural
ماقبل طبیعی
paranormal
ماوراء الطبیعه
transcendental
ماورایی
unearthly
غیر زمینی
otherworldly
متعالی
transcendent
معنوی
اثیری
ethereal
فوق بشری
superhuman
غیر جسمانی
supranatural
فوق العاده
extramundane
شعبده بازي
incorporeal
جادویی
supermundane
بی ارزش
magic
فرا انسانی
magical
مافوق دنیایی
numinous
عجیب و غریب
suprahuman
عرفانی
supramundane
عارف
weird
غیبی
mystical
غیر طبیعی
mystic
دنیوی دیگر
occult
فوق طبیعی
unnatural
غیردنیایی
other-worldly
اسرار امیز
supernormal
روانی
uncanny
طیفی
unworldly
mysterious
psychic
spectral
طبیعی
فیزیکی
مواد
corporeal
جسمانی
قابل توجه
bodily
بدنی
earthly
زمینی
tangible
محسوس
واقعی
بتن
mundane
دنیوی
irreligious
بی دین
قوی
ضخیم
weighty
وزین
جدی
genuine
اصل
cultured
با فرهنگ
refined
تصفیه شده
nonspiritual
غیر معنوی
palpable
قابل لمس
irreverent
بی احترامی
unspiritual
معنی دار
meaningful
جامد
ضروری است
