inquiry
inquiry - استعلام
noun - اسم
UK :
US :
سوالی که برای به دست آوردن اطلاعات می پرسی
عمل یا فرآیند پرسیدن سوال برای به دست آوردن اطلاعات
یک فرآیند رسمی برای اطلاع از چیزی
وقتی برای به دست آوردن اطلاعات سوال می پرسید
an official process in the form of a series of meetings, intended to find out why something happened
یک روند رسمی، در قالب یک سلسله جلسات، به دنبال یافتن علت وقوع اتفاقی بود
(فرآیند پرسیدن) یک سوال
یک فرآیند رسمی برای کشف حقایق در مورد اتفاق بدی که اتفاق افتاده است
the act of asking for information
عمل درخواست اطلاعات
تحقیق همچنین یک تلاش رسمی برای کشف حقایق در مورد چیزی است.
یک سوال یا درخواست اطلاعات در مورد کسی یا چیزی
فرآیند پرسیدن سوال یا درخواست اطلاعات در مورد کسی یا چیزی
an official process to discover the facts about something especially something bad that has happened
یک فرآیند رسمی برای کشف حقایق در مورد چیزی، به ویژه اتفاق بدی که اتفاق افتاده است
an attempt to find information that is kept electronically
تلاش برای یافتن اطلاعاتی که به صورت الکترونیکی نگهداری می شوند
راهی برای یافتن اطلاعات
مردم محلی خواستار تحقیق در مورد این حادثه هستند.
تحقیقاتی برای کشف دلیل بد بودن سوابق تحصیلی مدرسه انجام خواهد شد.
در تحقیقات بیشتر، مشخص شد که والترز در این کار دخالتی نداشته است.
رئیس دانشگاه باید دانشجویان را متقاعد کند که تحقیق کامل و منصفانه بوده است.
این تحقیق توسط یک قاضی ارشد نظارت خواهد شد.
تحقیق درباره قتل
یک تحقیق عمومی در مورد اثرات زیست محیطی جاده جدید پیشنهادی
برگزاری / انجام / تحقیق در مورد این موضوع
پرس و جو از دانشجویان آینده نگر در مورد دوره ها
ما بیش از 300 درخواست در مورد این کار دریافت کردیم.
احوالپرسی و پرس و جو در مورد اعضای خانواده معمولاً به گویش محلی است.
من باید چند پرس و جو کنم و با شما تماس بگیرم.
برای سوالات بیشتر لطفا تماس بگیرید…
تمام سوالات باید به بخش خدمات مشتری ارسال شود.
Two men have been helping police with their inquries (= are being questioned about a crime but have not been charged with it).
دو مرد در تحقیقات خود به پلیس کمک می کنند (= در مورد یک جنایت مورد بازجویی قرار می گیرند، اما متهم به آن نشده اند).
تحقیق علمی
پلیس چندین خط تحقیقات را دنبال می کند.
یک کمیسیون/کمیته تحقیق
در پرس و جو بپرسید که آیا کیف شما تحویل داده شده است یا خیر.
من در مورد/درباره هزینه بلیط دور دنیا پرس و جو کرده ام.
تحقیق در مورد این موضوع بی معنی است - هیچ کس چیزی به شما نمی گوید.
یک تحقیق قضایی
شهروندان خواستار تحقیق کامل در مورد نحوه رسیدگی دولت به این بیماری همه گیر شده اند.
من در مورد هزینه بلیط پرس و جو کرده ام.
The company has received more than 1,000 inquiries since they launched the insurance policy last month.
این شرکت از زمان راه اندازی بیمه نامه در ماه گذشته، بیش از 1000 درخواست دریافت کرده است.
ما صدها تماس از افرادی دریافت کردهایم که در مورد در دسترس بودن محصول سؤال میکردند.
یک سرویس ارتباط با مشتری هر هفته به 2000 سؤال از مردم پاسخ می دهد.
لطفا توجه داشته باشید که این شماره فقط برای درخواست رسانه ها است.
to answer/deal with/handle inquiries
برای پاسخ دادن / رسیدگی / رسیدگی به سؤالات
استعلام تلفنی/ایمیلی
initial/preliminary/further inquiries
تحقیقات اولیه / مقدماتی / بیشتر
general/specific inquiries
سوالات عمومی/اختصاصی
در تحقیقات بیشتر، به شرکت گفته شد که قراردادها لغو شده است.
کمیسیون مسابقات در مورد این حادثه تحقیق خواهد کرد.
شورا تحقیق مستقلی را تشکیل داده است که تأثیر بسته شدن کارخانه را نشان خواهد داد.
سیستم مدیریت پایگاه داده امکاناتی را برای به روز رسانی آنلاین و پرس و جو ارائه می دهد.
تحقیق و بررسی
معاینه
مطالعه
probe
پویشگر
تحلیل و بررسی
پژوهش
exploration
اکتشاف
inquest
استعلام
inquisition
تفتیش عقاید
scrutiny
بررسی موشکافانه
مرور
inspection
بازرسی
نظر سنجی
disquisition
disquisition
probing
کاوشگری
examen
امتحان
delving
کندوکاو
بررسی
interrogation
بازجویی
probation
تحت مراقبت
جستجو کردن
audit
حسابرسی
questioning
سوال کردن
نظرسنجی
grilling
کباب کردن
quizzing
امتحان کردن
شنیدن
quiz
مسابقه
legwork
کار پا
quest
جستجو
interrogatory
پاسخ
ignorance
جهل
neglect
بی توجهی
واکنش
آنتیفون
antiphon
پاسخ دادن
retort
بازگشت
comeback
متقاعد کننده
rejoinder
بیانیه
قدردانی انگلستان
تصدیق ایالات متحده
acknowledgementUK
غفلت
acknowledgmentUS
افشای
negligence
کر
disclosure
ناشنیده
deaf
تقاضا
unhearing
متعهد
اظهار نظر
repartee
توضیح
remark
بازخورد
برگشت
feedback
riposte
