pardon
pardon - عفو
exclamation - تعجب - علامت تعجب
UK :
US :
زمانی استفاده می شود که می خواهید شخصی چیزی را تکرار کند زیرا شما آن را نشنیده اید
بعد از اینکه صدای بی ادبی مثل آروغ از خودت در آوردی میگفت ببخشید.
رسماً به کسی که مجرم شناخته شده است اجازه می دهد بدون مجازات آزاد شود
بخشیدن کسی به خاطر رفتار بد
an official order allowing someone who has been found guilty of a crime to go free without being punished
یک حکم رسمی که به کسی که به جرمی مجرم شناخته شده است اجازه می دهد بدون مجازات آزاد شود
to forgive someone for something they have said or done. This word is often used in polite expressions
بخشیدن کسی به خاطر چیزی که گفته یا انجام داده است. این کلمه اغلب در عبارات مودبانه استفاده می شود
If someone who has committed a crime is pardoned, that person is officially forgiven and their punishment is stopped
اگر کسی که مرتکب جرم شده مورد عفو قرار گیرد، آن شخص رسماً بخشیده می شود و مجازات او متوقف می شود
موقعیتی که کسی که مرتکب جرم شده رسما بخشیده می شود
عادت داشتیم مودبانه از کسی بخواهیم چیزی را که گفته است تکرار کند چون شما آن را نشنیده اید
برای نشان دادن اینکه کسی چیزی گفته است که شما را رنجانده است
بخشیدن کسی برای چیزی
If someone who has committed a crime is pardoned, the person is officially forgiven and punishment is stopped
اگر کسی که مرتکب جرمی شده است مورد عفو قرار گیرد، فرد رسماً بخشیده می شود و مجازات متوقف می شود
وقتی چیزی را نشنیده اید که کسی به شما گفته است و می خواهید آن شخص آن را تکرار کند
forgiveness
بخشش
«امروز خیلی ساکتی.» «ببخشید؟» «گفتم امروز خیلی ساکتی.»
نادانی من را ببخشید، اما ارگونومی دقیقا چیست؟
ببخشید که حرفم را قطع کردم، اما مشتری هست که شما را ببیند.
تعداد زیادی از زندانیان سیاسی توسط رئیس جمهور جدید عفو و آزاد شده اند.
او فعالانه از رئیس جمهور درخواست عفو کرده بود.
به هر حال، زنان معمولاً رانندگان نسبتاً بی مصرفی هستند. ببخشید!
Satellite radio is about to – pardon the expression (= forgive me for using this phrase) – go into orbit.
رادیو ماهوارهای در آستانه رفتن است - این عبارت را ببخشید (= ببخشید که این عبارت را به کار بردم) - به مدار میرود.
او به قتل محکوم شد، اما بعداً توسط فرماندار مورد عفو قرار گرفت.
قطار ساعت 2:15 حرکت می کند. ببخشید؟
او فعالانه از رئیس جمهور درخواست بخشش (= بخشش رسمی) کرده بود.
forgiveness
بخشش
absolution
عفو
remission
بهبودی
clemency
رحم
indulgence
زیاده خواهی
mercy
رحمت
amnesty
حواله
condonation
نرمش
remittal
کمک هزینه
grace
لنگر
lenience
رفت و آمد
leniency
آشتی
allowance
بهانه
anchor
بردباری
commute
آزاد کردن
conciliation
غرامت
excuse
توجیه
forbearance
تبرئه
freeing
تخلیه
indemnity
مهلت دادن
vindication
رهایی
exoneration
پاکسازی
acquittal
معافیت
exculpation
رها کردن
discharge
reprieve
pardoning
clearing
dispensation
let-off
پنالتی
مجازات
retribution
قصاص
condemnation
محکومیت
سرزنش کردن
chastisement
تنبیه
لعنتی
damning
نگه دارید
طرد شدن
ostracization
انتقام جویی
reprisal
انتقام گرفتن
revenge
تلافی
vengeance
بازپرداخت
retaliation
دشمنی
payback
عدالت
nemesis
رضایت
حساب کردن
requital
پاداش
جبران خسارت
reckoning
خسارت
recompense
دستمزد
redress
درمان
repayment
استرداد
reparation
قضاوت ایالات متحده
damages
اصلاح می کند
wages
remedy
compensation
restitution
judgmentUS
amends