taxi
taxi - تاکسی
noun - اسم
UK :
US :
ماشین و راننده ای که پول می دهید تا شما را به جایی برساند
اگر هواپیما تاکسی کند، قبل از بلند شدن یا بعد از فرود در امتداد زمین حرکت می کند
ماشینی با راننده ای که پول می دهید تا شما را به جایی برساند
(از یک هواپیما) به آرامی روی زمین حرکت کند
ماشینی با راننده ای که به او پول می دهید تا شما را به جایی که می خواهید ببرد
کارگران لوله برای پرداخت هزینه تاکسی به ایستگاه راه آهن یک دور شلاق داشتند.
او به جستجوی تاکسی رفت، ضمیر ناخودآگاهش در کار بود.
تاکسی گرفتن یک جنگ است.
مسیر تاکسی از فرودگاه تا دانشگاه تقریباً 20 دقیقه طول می کشد.
A taxi journey from the Airport to the University takes approximately 20 minutes.
رانندگان تاکسی عصبانی با تحریم یک کارگاه برنامه ریزی شده در مورد رفتار مودبانه با مشتریان پاسخ دادند.
والی با خوشرویی به راننده تاکسی که ناگهان گیج شده بود گفت.
در عقب تاکسی، دو همسفر موقت ما تا حد امکان از هم دور می نشینند.
راننده تاکسی که در خارج از ترمینال به ما نزدیک شد، به قدری مسلط بود که می گفت شرکت تور او را فرستاده است.
The taxi driver who approached us outside the terminal was fluent enough to say he had been sent by the tour company.
با تاکسی به فرودگاه رفتیم.
زنگ زدن / تگرگ / گرفتن / تاکسی گرفتن
با تاکسی به خانه آمدم.
یک راننده تاکسی
a taxi ride/service
تاکسی سواری/خدمات
بهتره سوار تاکسی بشیم
من منشی ام را می گیرم تا شما را تاکسی صدا کند.
We had some difficulty finding a taxi.
برای پیدا کردن تاکسی کمی مشکل داشتیم.
یک روز تاکسی کرایه کردیم و تمام جزیره را گشتیم.
یک سفر پنج دقیقه ای با تاکسی
تاکسی آبی که به سمت ونیز می رود
از ایستگاه تا هتل سوار تاکسی شدم.
اتوبوس ها کار نمی کردند، بنابراین تاکسی گرفتیم.
پس از نیم ساعت تاخیر، هواپیمای ما برای بلند شدن به باند فرودگاه رفت.
taxicab
تاکسی
cab
مینی کابین
minicab
هک کردن
hack
تاکسی هکنی
hackney cab
تاکسی زرد
yellow cab
تاکسی سیاه
black cab
کالسکه هکنی
hackney carriage
ماشین کرایه خصوصی
فاجعه
fiacre
کالسکه
carriage
هکنی
hackney
مربی
taxi cab
کابین با مجوز محدود
تاکسی کولی
restricted-license cab
جیتنی
gypsy cab
ماشین توریستی
jitney
تقلا
flounder
دست و پا کردن
