trout

base info - اطلاعات اولیه

trout - ماهی قزل آلا

noun - اسم

/traʊt/

UK :

/traʊt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trout] در گوگل
description - توضیح

  • یک ماهی معمولی رودخانه ای که اغلب برای غذا یا گوشت این ماهی استفاده می شود

  • a fish that lives in rivers and lakes, or lives in the sea but returns to rivers to produce its eggs, that is a popular food


    ماهی که در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها زندگی می‌کند یا در دریا زندگی می‌کند اما برای تولید تخم‌های خود به رودخانه‌ها برمی‌گردد، این یک غذای محبوب است.


  • گوشت این ماهی به عنوان غذا خورده می شود


  • یک فرد مسن، به ویژه یک زن، که ناخوشایند یا جذاب نیست


  • ماهی که هم در رودخانه ها و هم در دریا یافت می شود که غذای بسیار محبوبی است

  • The Arundell Arms Hotel in Devon runs a variety of courses in wet and dry fly fishing for salmon and trout.


    هتل آروندل آرمز در دوون دوره‌های مختلفی را در زمینه ماهیگیری خشک و مرطوب برای ماهی آزاد و قزل آلا برگزار می‌کند.

  • Providing fresh trout for dinner was rarely a problem.


    تهیه ماهی قزل آلای تازه برای شام به ندرت مشکل ساز بود.

  • Winnisquam has some good lake trout, so the guys say but this part of Winnipesaukee is prime.


    بچه ها می گویند وینیسکوام مقداری ماهی قزل آلای دریاچه ای خوب دارد، اما این بخش از وینیپساکی بسیار عالی است.


  • حشراتی که در طول تابستان به آب می افتند، بخش قابل توجهی از رژیم غذایی ماهی قزل آلا را تامین می کنند.

  • That includes eight lakes that will receive bonus trophy-size trout in the 5-to 12-pound class.


    این شامل هشت دریاچه است که ماهی قزل آلای 5 تا 12 پوندی را دریافت خواهند کرد.

  • The loch is full of wild brown trout; where a basket of thirty trout is the rule rather than the exception.


    دریاچه پر از قزل آلای قهوه ای وحشی است. جایی که یک سبد سی قزل آلا به جای استثنا قاعده است.

example - مثال
  • rainbow trout


    قزل آلای رنگین کمان

  • trout fishing


    ماهیگیری قزل آلا

  • Shall we have trout for dinner?


    برای شام ماهی قزل آلا بخوریم؟

  • The trout spawn in late summer or autumn.


    قزل آلا در اواخر تابستان یا پاییز تخم ریزی می کند.

  • Thousands of young salmon and trout have been killed by pollution.


    هزاران ماهی آزاد و قزل آلای جوان در اثر آلودگی کشته شده اند.

  • The lake is famous for its trout fishing.


    این دریاچه به دلیل صید قزل آلا معروف است.

  • I had some perfectly cooked trout.


    من مقداری ماهی قزل آلای کاملا پخته داشتم.

  • She's a miserable old trout who complains about everything.


    او یک قزل آلای پیر بدبخت است که از همه چیز شاکی است.

  • Fish farmers raise trout in refrigerated tanks.


    پرورش دهندگان ماهی قزل آلا را در مخازن یخچالی پرورش می دهند.

synonyms - مترادف
  • virago


    virago

  • fury


    خشم

  • harridan


    عفریته

  • shrew


    زیرک

  • termagant


    ترمگانت

  • vixen


    سنبل

  • dragon


    اژدها

  • harpy


    هارپی

  • scold


    سرزنش کردن

  • battle-axe


    تبر زین

  • hag


    هول

  • hellcat


    گربه جهنمی

  • martinet


    مارتینت

  • she-devil


    او شیطان

  • spitfire


    اسپیت فایر

  • tartar


    تارتار

  • witch


    جادوگر

  • Xanthippe


    زانتیپ

  • battle-ax


    تبر نبرد

  • battleaxUS


    battleaxUS

  • battleaxeUK


    battleaxeUK

  • cow


    گاو

  • fishwife


    زن ماهی

  • gorgon


    گورگون

  • nag


    نق زدن

  • ogress


    پسرفت

  • amazon


    آمازون

  • ballbreaker


    توپ شکن

  • beldame


    بلدام

  • targe


    هدف قرار دادن

  • dragon lady


    خانم اژدها

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

patently

لغت پیشنهادی

yellows

لغت پیشنهادی

blunted