weaknesses

base info - اطلاعات اولیه

weaknesses - نقاط ضعف

N/A - N/A

ˈwiːk.nəs

UK :

ˈwiːk.nəs

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [weaknesses] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Any change of policy will be interpreted as a sign of weakness.


    هرگونه تغییر سیاست به عنوان نشانه ضعف تعبیر خواهد شد.

  • There are definite weaknesses in their security arrangements.


    در ترتیبات امنیتی آنها نقاط ضعف مشخصی وجود دارد.

  • His main weakness as a manager is his inability to delegate.


    ضعف اصلی او به عنوان یک مدیر ناتوانی در تفویض اختیار است.

  • The later novels show none of the weaknesses of his earlier work.


    رمان های بعدی هیچ یک از نقاط ضعف آثار قبلی او را نشان نمی دهند.

  • My diet would be fine if only I didn't have a weakness for cookies.


    رژیمم خوب میشد اگه ضعف کلوچه نداشتم.

  • The building’s collapse was caused by weakness in several beams.


    ریزش ساختمان به دلیل ضعف تیرهای متعدد بوده است.

  • Is crying always a sign of weakness?


    آیا گریه کردن همیشه نشانه ضعف است؟

  • She admitted to a weakness for desserts.


    او به ضعف در دسر اعتراف کرد.

  • The dollar's weakness against the Euro has made European goods more expensive here.


    ضعف دلار در برابر یورو باعث گرانی کالاهای اروپایی در اینجا شده است.

  • Weakness in the economy is accelerating.


    ضعف در اقتصاد در حال افزایش است.

  • She is concerned by the weakness of Europe's single currency.


    او نگران ضعف پول واحد اروپا است.

  • A smart management team knows its company's strengths and weaknesses.


    یک تیم مدیریت هوشمند نقاط قوت و ضعف شرکت خود را می شناسد.

  • His main weakness is his inability to delegate.


    ضعف اصلی او ناتوانی در تفویض اختیار است.

synonyms - مترادف
  • fragility


    تردی

  • debilities


    ناتوانی ها

  • feebleness


    ضعف

  • infirmities


    انرژی

  • enervation


    غذاهای لذیذ

  • delicacies


    ضعف ها

  • enfeeblements


    فرسودگی

  • decrepitude


    خستگی

  • fatigue


    ظرافت

  • delicateness


    غش

  • exhaustion


    شکنندگی

  • faintness


    تنبیه

  • frailness


    آستنیا

  • puniness


    بی دفاعی

  • weakliness


    بی اختیاری ها

  • asthenia


    سستی

  • debilitations


    کسالت

  • defenselessness


    بی حالی

  • incapacities


    پستی

  • indispositions


    بیماری

  • languidness


    حساسیت ها

  • languor


    آسیب پذیری

  • listlessness


    لرزش

  • lowness


    علف های هرز

  • sickliness


  • sickness


  • susceptibilities


  • vulnerability


  • shakiness


  • tiredness


  • weediness


antonyms - متضاد
  • benefits


    فواید

  • advantages


    مزایای

  • assets


    دارایی های

  • privileges


    امتیازات

  • perks


    امکانات رفاهی

  • amenities


    شایستگی ها

  • merits


    مسافت پیموده شده

  • mileages


    حق بیمه

  • premiums


    بالا

  • upsides


    هدایا

  • gifts


    انعام

  • gratuities


    پاداش ها

  • rewards


    خواص

  • virtues


    پول های بادآورده

  • windfalls


    مزایای حاشیه ای

  • bonuses


    دستاوردها

  • fringe benefits


    نعمت غیر مترقبه

  • gains


    زیاده خواهی ها

  • godsends


    ملزومات

  • indulgences


    مثبت ها

  • perquisites


    جوایز

  • pluses


    سود

  • prizes


    ارزش

  • profits


    ایالات متحده را حمایت می کند


  • به لطف انگلستان

  • favorsUS


    نقاط قوت

  • favoursUK


    تله

  • strengths


    استفاده می کند

  • strong points


  • trappings


  • uses


لغت پیشنهادی

atrocious

لغت پیشنهادی

asides

لغت پیشنهادی

lock