brotherhood

base info - اطلاعات اولیه

brotherhood - برادری

noun - اسم

/ˈbrʌðərhʊd/

UK :

/ˈbrʌðəhʊd/

US :

family - خانواده
brother
برادر
brotherly
برادرانه
google image
نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • to live in peace and brotherhood


    برای زندگی در صلح و برادری

  • The group tries to promote a spirit of brotherhood among its members.


    این گروه تلاش می کند روحیه برادری را در بین اعضای خود ترویج کند.

  • a brotherhood of union members


    برادری از اعضای اتحادیه

  • the ties of brotherhood


    پیوندهای برادری

  • The various groups eventually fused into a single brotherhood.


    گروه‌های مختلف سرانجام در یک برادری واحد ادغام شدند.

  • The ideal of the brotherhood of man (= where everyone loves each other) is still far from reality.


    ایده آل برادری انسان (= جایی که همه یکدیگر را دوست دارند) هنوز با واقعیت فاصله دارد.

synonyms - مترادف
  • brotherdom


    برادری

antonyms - متضاد

  • طلاق

  • separation


    جدایش، جدایی

  • sisterhood


    خواهری


  • تقسیم

  • disunion


    جدایی


  • شخصی


  • مخالفت

  • dissociation


    تفکیک

  • disaffiliation


    عدم وابستگی

  • antagonism


    تضاد

  • detachment


    کناره گیری

  • disconnection


    قطع ارتباط

  • hindrance


    مانع

  • stoppage


    توقف

  • sorority


    همسری

  • seclusion


    گوشه گیری

  • disassociation


    تنهایی

  • aloneness


    رقابت

  • rivalry


    انزوا

  • solitude


    تقسیم کردن

  • isolation


    پارگی

  • split-up


    نارضایتی

  • rupture


    شکاف

  • disaffection


    رخنه


  • نفاق

  • breach


    زنگ تفريح

  • severance


    بیگانگی

  • disunity


    خصومت


  • alienation


  • hostility


لغت پیشنهادی

error

لغت پیشنهادی

cops

لغت پیشنهادی

backward