aristocrat
aristocrat - اشراف زاده
noun - اسم
UK :
US :
کسی که به بالاترین طبقه اجتماعی تعلق دارد
فردی با رتبه اجتماعی بالا که از طبقه اشراف است
بنیانگذار آن پل تیری، بارون d'Holbach، یک اشراف زاده بود.
و رفتار او، اگر بتوانم بگویم، آرامتر بود، تقریباً مانند یک اشراف.
امپراتور او را ترفیع داد، اشراف زاده شد و ثروتمند شد.
Even those involved in Victorian retail trade needed to be saved, perhaps as much as intellectuals and aristocrats.
حتی کسانی که در خرده فروشی دوره ویکتوریا درگیر بودند، شاید به اندازه روشنفکران و اشراف، نیاز به نجات داشتند.
اهمیت ماندارین ها باعث شد که آنها به چشم غربی ها بیشتر شبیه اشراف زاده ها شوند.
In flaccid prose Shaftesbury rambles on with an air of affected conversational ease which projects the persona of the patronising aristocrat.
در نثر سست، شفتسبری با فضایی از سهولت مکالمه متاثر می شود که شخصیت اشراف حامی را به نمایش می گذارد.
من فقط یک یا دو بار برای اشراف رده سنی فدرال یا برای خانواده های سلطنتی کار کرده بودم.
این قلعه در اختیار تعدادی از اشراف ثروتمند بوده است.
در آن زمان پست های دیپلماتیک توسط اشراف پر می شد.
او هوای اشراف را داشت.
او حمایت یک اشراف کوچک محلی را دریافت کرد.
صاحبان آن اشراف فرانسوی هستند که به انگلستان گریختند.
بسیاری از اشراف در انقلاب فرانسه کشته شدند.
lord
خداوند
noble
نجیب
patrician
پدر زاده
همتا
nobleman
نجیب زاده
grandee
بزرگ
peeress
خانم
ملایم
gentle
آریستو
noblewoman
شخص مهربان
aristo
ناب
gentleperson
راه
nob
کودکانه
rah
خون آبی
childe
تاف
blueblood
بهینه
toff
اجتماعی
optimate
متورم شدن
socialite
شخص با عنوان
swell
مرد با عنوان
titled person
زن با عنوان
همتای قلمرو
titled man
عجب بی چانه
titled woman
فرد برتر
جوراب ابریشمی
chinless wonder
پوسته بالایی
پرده توری
silk stocking
فرد ممتاز
upper cruster
lace curtain
privileged person