acrobatic
acrobatic - آکروباتیک
adjective - صفت
UK :
US :
acrobatic movements involve moving your body in a very skilful way for example by jumping through the air or balancing on a rope
حرکات آکروباتیک شامل حرکت دادن بدن شما به روشی بسیار ماهرانه است، به عنوان مثال با پریدن در هوا یا حفظ تعادل روی یک طناب.
شامل یا قادر به انجام حرکات دشوار و جذاب بدن است
involving a lot of skill and energy in controlling the movement of your body to do something difficult
شامل مهارت و انرژی زیادی در کنترل حرکت بدن شما برای انجام کاری دشوار است
مهار او از مک لافلین در چهار دقیقه پس از استراحت، به همان اندازه آکروباتیک و غیرقابل باور بود.
an acrobatic catch
یک صید آکروباتیک
دینه برای فرار از آنها از ترفندها و شاهکارهای آکروباتیک مختلفی استفاده کرد، اما در نهایت خستگی شروع شد.
آنها استعداد تهاجمی فراوانی دارند و یکی از آکروباتیک ترین گلزنان جهان در جوزف هستند.
The momentum derives not from a lulling flow or titillating suspense but from astoundingly acrobatic leaps from perch to perch.
تکانه نه از یک جریان آرام یا تعلیق تابآور، بلکه از جهشهای آکروباتیک حیرتانگیز از سوف به سوف سرچشمه میگیرد.
And it was not only because it was the third time I had heard precisely how that acrobatic quartet achieved congress.
و این نه تنها به این دلیل بود که سومین باری بود که دقیقاً میشنیدم که آن کوارتت آکروباتیک چگونه به کنگره راه یافت.
هاشک در بازی باخت به خوبی بازی کرد و در بین 29 سیو خود، چندین ایستگاه آکروباتیک انجام داد.
اسکات بروسیوس یک بیس سوم آکروباتیک و ضربه متوسط و قدرت بازی کرده است.
lithe
نرم
supple
انعطاف پذیر
flexible
قابل انعطاف
ورزشی
gymnastic
ژیمناستیک
agile
چابک
lissom
lissom
nimble
زیرک
graceful
برازنده
deft
ماهر
spry
اسپری
limber
لاغر
lithesome
تنومند
lissome
زننده
سبک
lightsome
سبک پا
light-footed
با شکوه
sprightly
فعال
زنده
lively
مهیج
gracile
گربه
feline
شاهکار
featly
ناوگان
fleet
سریع حرکت
quick-moving
ناوگان پا
light-foot
ماهر ایالات متحده
fleet-footed
چشمک زن
dexterousUS
بید
twinkle-toed
مناسب
willowy
clumsy
دست و پا چلفتی
lumbering
چوب بری
awkward
بی دست و پا - به شکلی نامناسب
gawky
بداخلاق
graceless
بی لطف
klutzy
کلتزی
stiff
سفت
ungainly
ناخوشایند
ungraceful
نامحرم
dull
کدر
سنگین
inactive
غیر فعال
indolent
تنبل
lethargic
بی حال
آهسته. تدریجی
ignorant
نادان
inept
بی منطق
sluggish
غیر زبر
undexterous
غیر مفید
unhandy
غیر ماهر
unskilled
بی مهارت
unskillful
انعطاف ناپذیر
inflexible
سفت و سخت
rigid
سفت شد
stiffened
غیر قابل انعطاف
unsupple
ضخیم
ponderous
آهسته در حال حرکت
احمق
slow-moving
بی تفاوت
apathetic
