all-purpose

base info - اطلاعات اولیه

all-purpose - همه منظوره

adjective - صفت

/ˌɔːl ˈpɜːrpəs/

UK :

/ˌɔːl ˈpɜːpəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [all-purpose] در گوگل
description - توضیح

  • قابل استفاده در هر شرایطی

  • able to be used in many different ways or situations


    می تواند در بسیاری از راه ها یا موقعیت های مختلف مورد استفاده قرار گیرد

  • Besides its high sonic standards, Direct Stream Digital would serve as an all-purpose archival system.


    علاوه بر استانداردهای بالای صوتی، Direct Stream Digital به عنوان یک سیستم بایگانی همه منظوره عمل می کند.

  • There will be all-purpose authorities for the delivery of services.


    مقامات همه منظوره برای ارائه خدمات وجود خواهد داشت.

  • an all-purpose cleaning fluid


    یک مایع پاک کننده همه منظوره

  • There are as many varieties of all-purpose flour and again as many of pastry and cake flours.


    به همان تعداد آرد همه منظوره و دوباره به همان تعداد آرد شیرینی و کیک وجود دارد.

  • Add whole wheat flour and all-purpose flour and stir.


    آرد کامل و آرد همه منظوره را اضافه کرده و هم بزنید.

  • Many cake recipes call for all-purpose flour, but those that suggest cake flour do so for a reason.


    بسیاری از دستور العمل های کیک به آرد همه منظوره نیاز دارند، اما آنهایی که آرد کیک را پیشنهاد می کنند این کار را به دلایلی انجام می دهند.

  • You can buy an all-purpose greetings card with blank space for you to write in your own message.


    می توانید یک کارت تبریک همه منظوره با فضای خالی بخرید تا در پیام خود بنویسید.

  • The all-purpose onion may be eaten raw or cooked; it loses heat when cooked.


    پیاز همه منظوره ممکن است به صورت خام یا پخته خورده شود. هنگام پختن حرارت خود را از دست می دهد.

  • This is the ordinary all-purpose staccato with no implication of either accent, emphasis or special sharpness.


    این یک استکاتو معمولی و همه منظوره است که هیچ لهجه، تأکید یا وضوح خاصی ندارد.

example - مثال
  • Cheddar is an all-purpose cheese for cooking and eating.


    چدار یک پنیر همه منظوره برای پخت و پز و خوردن است.

  • Each child had one pair of all-purpose shoes.


    هر کودک یک جفت کفش همه کاره داشت.

  • an all-purpose household cleaner


    یک پاک کننده خانگی همه منظوره

synonyms - مترادف

  • عمومی

  • unlimited


    نامحدود

  • unspecialized


    غیر تخصصی

  • unrestricted


    فاقد صلاحیت

  • unqualified


    کاتولیک

  • catholic


    چند منظوره

  • multipurpose


    قابل انعطاف

  • flexible


    همه کاره

  • versatile


    جهانی


  • چند کاره

  • multiuse


    به طور کلی


  • دور تا دور

  • all-round


    همه منظوره

  • general-purpose


    اطراف

  • all-around


    سازگار

  • adaptable


    چند وجهی

  • multifaceted


    متغیر

  • protean


    چند طرفه

  • many-sided


    متنوع

  • varied


    بین رشته ای

  • multifunction


    چند بعدی

  • interdisciplinary


    یک توقف

  • multidimensional


    تعداد زیاد و متنوع

  • one-stop


    چند لایه

  • manifold


    تک سایز

  • multilayered


    چند ریاضی

  • one-size-fits-all


    دستی

  • polymathic


    قابل تنظیم

  • handy


    چند دانشی

  • adjustable


  • multiscious


antonyms - متضاد

  • محدود

  • restricted


    محصور

  • specialisedUK


    تخصصی انگلستان

  • specializedUS


    تخصصی ایالات متحده


  • فنی


  • خاص

  • dedicated


    اختصاصی

  • minimal


    حداقل

  • focusedUS


    متمرکز ایالات متحده


  • یکبار مصرف

  • single-use


    متمرکز در انگلستان

  • focussedUK


    به صورت ویژه طراحی شده

  • specially designed


لغت پیشنهادی

sized

لغت پیشنهادی

goodwill

لغت پیشنهادی

adaptable