arty
arty - هنری
adjective - صفت
UK :
US :
کسی که اهل هنر است چیزهای زیادی در مورد هنر، فیلم، تئاتر و غیره میداند - اغلب برای نشان دادن مخالفت استفاده میشود
برای افرادی که به هنر، فیلم، تئاتر و غیره علاقه دارند، در نظر گرفته شده یا مورد استفاده قرار می گیرد
داشتن یا تمایل به ظاهر بسیار علاقه مند به هر چیزی که با هنر و هنرمندان مرتبط است
trying to be like artists or dress and live in the style typical of artists, esp. while lacking any real understanding of art or the work of artists
سعی کنید مانند هنرمندان باشید یا به سبک معمول هنرمندان لباس بپوشید و زندگی کنید. در حالی که فاقد هرگونه درک واقعی از هنر یا کار هنرمندان است
او احتمالاً هنری و کمی بی دقت به نظر می رسد، اما خیلی بدتر از این است.
آن لباس نارنجی در یک مهمانی دوست داشتنی خواهد بود، اما شما را کمی هنری و هیپی نشان می دهد.
Filmgoers, unfortunately are subjected to the unnecessary trauma of seeing the brutal crime depicted from arty camera angles.
متأسفانه تماشاگران فیلم با دیدن این جنایت وحشیانه که از زوایای هنرمندانه دوربین به تصویر کشیده می شود، دچار آسیب های غیرضروری می شوند.
این یک مکان نوشیدنی خنک است، با کد لباس نوآر که توسط جمعیت هنری و کارکنان رعایت میشود.
جیک برای همه دوستان هنرمندش مهمانی دارد.
من و سرگرد دوستان بزرگی بودیم. او فکر می کرد که من دورترین چیز از یک نوع هنری هستم.
فیل برای حفاری دنور بیرون می رود و با تیپ های هنری آویزان می شود.
او با تیپ های هنری که در مدرسه نمایش ملاقات کرده بود، معاشرت می کند.
چرا وانمود می کنید که آن فیلم های خسته کننده و هنری را دوست دارید؟
او با بسیاری از تیپ های هنری معاشرت می کند.
an arty crowd
یک جمعیت هنری
هنری
artsy
خلاق
تخیلی
imaginative
مبتکر
inventive
صنایع دستی
artsy-craftsy
هنرمندانه
arty-crafty
arty-farty
arty-farty
مدعی هنری
pretentiously artistic
فرهنگی
خانگی
homemade
خانه داری
homespun
دست ساز
handmade
روستایی
artful
بیش از حد تزئینی
rustic
صنعتگر
overdecorative
هنر و صنایع دستی
artisanal
عجیب و غریب
arts and crafts
سنتی
quaint
nonartistic
غیر هنری
noncultural
غیر فرهنگی
