attacking
attacking - هجوم بردن
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از حمله کنند
تلاش برای صدمه زدن یا شکست با استفاده از خشونت
انتقاد شدید از کسی
اگر چیزی مانند بیماری یا ماده شیمیایی به چیزی حمله کند به آن آسیب می رساند
اگر بازیکنان در یک تیم حمله کنند، برای کسب امتیاز، گل و غیره به جلو حرکت می کنند.
برخورد سریع و موثر با چیزی
او مورد حمله گروهی از جوانان قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
نیروهای ارتش از بامداد به این شهر حمله کردند.
بیشتر حیوانات وحشی حمله نمی کنند مگر اینکه تحریک شوند.
او مقاله ای نوشت که به قضات و نحوه انجام محاکمه آنها حمله کرد.
این گزارش به ایده امتحان برای کودکان هفت و هشت ساله حمله می کند.
AIDS attacks the body's immune system.
ایدز به سیستم ایمنی بدن حمله می کند.
بوته های گل رز من مورد حمله شته ها قرار گرفته اند.
اکنون باید به این مشکلات حمله کنیم و راه حل هایی پیدا کنیم.
بچه ها هجوم آوردند و مشتاقانه به غذا حمله کردند (= به سرعت شروع به خوردن کردند).
assaulting
حمله کردن
assailing
صدمه زدن
hurting
کمین کردن
ambushing
زورگیری
mugging
تهاجمی
aggressing
کتک زدن
battering
آسیب رساندن
harming
خردکننده
overwhelming
سوزش
siccing
محاصره کردن
besieging
پریدن
jumping
قابل توجه، برجسته، موثر
striking
سطل زباله
trashing
غرق شدن
besetting
بوش کوب
bushwhacking
تاول زدن
blistering
پخت و پز
در حال نزول
descending on
نزول بر
descending upon
افتادن بر
falling upon
پریدن روی
jumping on
تپش بر
pouncing on
هجوم بر
pouncing upon
تنظیم کردن
تنظیم بر
ضربه زدن به
striking at
پاره کردن
tearing into
روشن شدن
turning on
در حال رفتن
شلاق زدن به
defending
دفاع کردن
guarding
نگهبانی
protecting
محافظت کردن
sustaining
حفظ کردن
averting
جلوگیری می کند
beating off
ضرب و شتم کردن
blocking
مسدود کردن
curbing
مهار کردن
defending against
دفاع در برابر
deflecting
منحرف کننده
deterring
بازدارنده
diverting
منحرف کردن
دور کشیدن
fending
دفع کردن
fending off
فویل کردن
foiling
توهین آمیز
forfending
محافظت در برابر
guarding against
توقف
halting
مانع شدن
hampering
مانع
hindering
نگه داشتن در خلیج
holding at bay
نگه داشتن
holding off
مهار. مانع شدن
impeding
رهگیری
inhibiting
قطع کردن
intercepting
دور نگه داشتن
interrupting
مخالف
keeping at bay
رد کردن
obstructing
opposing
parrying