ballet
ballet - باله
noun - اسم
UK :
US :
نمایشی که در آن رقص و موسیقی بدون هیچ صحبتی داستانی را روایت می کند
این نوع رقص
گروهی از رقصندگان باله که با هم کار می کنند
a type of dancing where carefully organized movements tell a story or express an idea or a theatre work that uses this type of dancing
نوعی رقص که در آن حرکات با دقت سازماندهی شده داستانی را بیان می کند یا ایده ای را بیان می کند، یا یک اثر تئاتری که از این نوع رقص استفاده می کند.
a type of dancing in which controlled movements of the body are designed to express the beauty of physical motion often while telling a story or a piece of music for such dancing
نوعی رقص که در آن حرکات کنترل شده بدن برای بیان زیبایی حرکت فیزیکی، اغلب در حین گفتن یک داستان، یا یک قطعه موسیقی برای چنین رقصی طراحی شده است.
من در مورد باله و تا حدی بسکتبال همین احساس را دارم.
Purely classical ballets are still popular so there have to be choreographers who understand and mould the technique.
بالههای صرفاً کلاسیک هنوز هم محبوب هستند، بنابراین باید طراحان رقصی باشند که این تکنیک را درک کرده و قالببندی کنند.
دریاچه قو باله مورد علاقه من است.
Throughout his career the profane would compete with the sacred when Alvin contemplated themes for ballets.
در طول زندگی حرفهایاش، زمانی که آلوین به تمهایی برای باله فکر میکرد، افراد بدحجاب با امر مقدس رقابت میکردند.
تأثیر شدیدی از پدر و مادرش وجود داشت که جان را به سمت علاقه به باله سوق داد.
اوزاوا با لمس سبک باله اش برای این موسیقی طبیعی است.
قدم های او در فرهنگ لغت باله نیست.
او همچنین بالههایی را در قالبی مشابه با رستیک ریولری ارائه میکرد.
خز انگیزشی هر قدم، ژست یا ژست باید بخشی از ریتم کلی باله باشد.
او می خواهد یک رقصنده باله شود.
ballet shoes
کفش های باله
دریاچه قو یکی از باله های کلاسیک بزرگ است.
اعضای باله سلطنتی
a ballet dancer
یک رقصنده باله
در سن 15 سالگی اولین باله خود (= موسیقی برای باله) را ساخته بود.