bewildered
bewildered - گیج شده
adjective - صفت
UK :
US :
totally confused
کاملا گیج شده
confused and uncertain
گیج و نامطمئن
بچه ها از طلاق احساس سردرگمی و خیانت کردند.
وقتی دید که من حقیقت را می گویم، گیج و ناراحت شد.
اما من می بینم که شما گیج شده اید و می دانم چرا.
در ابتدا او از این همه سر و صدا و فعالیت های شهر گیج شد.
جمهوری خواهان در استرابان از این قضیه گیج شده اند.
Diana was flattered, flustered and bewildered by the passion she had aroused in a man twelve years her senior.
دیانا از شور و شوقی که در مردی دوازده سال بزرگتر از او برانگیخته بود، متملق، متحیر و گیج شده بود.
او از قطار حوادث گیج، ناراحت و گیج شده بود.
موجود بیچاره گیج شده توسط قورباغه ها مورد حمله قرار می گرفت.
با رسیدن به خط الراس، گروهی از مبتدیان گیج به وجود می آید.
پولی مات و مبهوت به او خیره شد.
پلیس گزارش سرقت را از یکی از ساکنان گیج دریافت کرد.
وقتی سه پلیس را جلوی در دید، گیج شد.
با چهره ای گیج و گیج برگشت.
شب هنگام به شهر غریبی رسیدم، احساس تنهایی و گیج کردم.
من کمی گیج از فیلم بیرون آمدم، اما از آن لذت بردم.
گیج روی تخت نشست و مطمئن نبود کجاست.
خرید خودرو می تواند کمی گیج کننده باشد.
والدین در این جلسه ابراز حیرت و عصبانیت کردند.
confused
سردرگم
baffled
سردرگم، گیج، مات مبهوت
bemused
مبهوت
flummoxed
فلومکس شده
mystified
رازآلود
nonplussed
بدون مزاحمت
perplexed
گیج شده
puzzled
متحیر شده
bamboozled
بامزه شده
befuddled
متلاشی شده
confounded
کنده شده
discombobulated
حیرت زده
stumped
سرگردان
astonished
مات و مبهوت
disoriented
متلاطم
dumbstruck
گمشده
flabbergasted
سر و صدا کرد
flustered
بی حرف
پرتاب شده است
rattled
اضافه شده
speechless
آگاپ
startled
agog
thrown
با هیبت
addled
bedevilledUK
agape
bedeviledUS
aghast
agog
astounded
awed
bedevilledUK
bedeviledUS
clearheaded
سر روشن
روشن
سر راست
unconfused
گیج نشده
alert
هشدار
ثابت
oriented
جهت دار
آگاه
clear-headed
روشن سر
درك كردن
cognizant
تیز
توجه
attentive
ناظر
observant
متزلزل
unshaky
پایدار
غافلگیر نشده
unsurprised
سنگین
هوشیار
sober
متعادل
unpuzzled
مستقر شده
balanced
دانستن
settled
هوشیار، آگاه
knowing
آشنا
conscious
مطلع
mindful
مطلع شد
conversant
درخشان
سرنخ کرد
informed
apprised
perceptive
clued