bourgeois
bourgeois - بورژوازی
noun - اسم
UK :
US :
متعلق به طبقه متوسط
بیش از حد علاقه مند به داشتن دارایی های زیاد و موقعیت بالا در جامعه
belonging to or typical of the part of society that is rich educated, owns land etc according to Marxism
بر اساس مارکسیسم، متعلق به بخشی از جامعه یا نوع خاصی از آن است که ثروتمند، تحصیلکرده، مالک زمین و غیره است.
belonging to or typical of the middle class (= a social group between the rich and the poor) especially in supporting existing customs and values, or in having a strong interest in money and possessions
متعلق به طبقه متوسط (= یک گروه اجتماعی بین غنی و فقیر) به ویژه در حمایت از آداب و رسوم و ارزش های موجود، یا علاقه شدید به پول و دارایی.
belonging to or typical of the middle class (= the social group between the rich and the poor), esp. in supporting established customs and values or in having a strong interest in money and possessions
متعلق به طبقه متوسط (= گروه اجتماعی بین فقیر و غنی)، به ویژه. در حمایت از آداب و رسوم و ارزش های تثبیت شده یا علاقه شدید به پول و دارایی
bourgeois attitudes and values
نگرش ها و ارزش های بورژوایی
a bourgeois capitalist
یک سرمایه دار بورژوا
Unconsciously perhaps Jeanne was seeking to free herself from her narrow and oppressively respectable bourgeois family.
شاید ناخودآگاه ژان به دنبال رهایی خود از خانواده بورژوایی تنگ و ظالمانه محترمش بود.
آنها هرگز ازدواج نکردند زیرا معتقد بودند ازدواج یک نهاد بورژوایی است.
Zhao was also accused of encouraging the spread of bourgeois liberalization and personal corruption.
ژائو همچنین متهم به تشویق گسترش لیبرالیزاسیون بورژوایی و فساد شخصی شد.
She rejected her parents' conventional bourgeois lifestyle.
او سبک زندگی مرسوم بورژوازی والدینش را رد کرد.
The Giral government consisting entirely as it did of bourgeois Republicans, was increasingly irrelevant to the new situation.
دولت ژیرال، که کاملاً از جمهوریخواهان بورژوا تشکیل شده بود، به طور فزاینده ای به وضعیت جدید بی ربط بود.
All avant-garde movements were anti-bourgeois and yet all were assimilated by the structures of bourgeois society.
تمام جنبش های آوانگارد ضد بورژوازی بودند و با این حال همه توسط ساختارهای جامعه بورژوایی جذب شدند.
استفاده از آنها قرن ها بعد در کمدی احساساتی یا تراژدی بورژوایی کاملاً مصنوعی بود.
و شکافی که آنها را از دنیای بورژوایی جدا میکرد، گسترده و غیرقابل پل بود.
کلاه او را یک بورژوا معرفی کرد.
یادم رفته بود چه بورژوائی هستی
این کمی بورژوایی است، اینطور نیست، پیوستن به یک باشگاه گلف؟
او از زمانی که دانشگاه را ترک کرد بسیار بورژوا شده است.
provincial
استانی
commonplace
عادی
suburban
حومه شهر
معمولی
propertied
دارایی
shopkeeping
مغازه داری
Pooterish
فقیر
Victorian
ویکتوریایی
مشترک
middle-class
طبقه متوسط
property-owning
مالکیت
small-town
شهر کوچک
parish-pump
محله-پمپ
سنتی
مرسوم
conformist
سازگار
petit-bourgeois
خرده بورژوایی
middle-England
انگلستان میانه
