consolidator

base info - اطلاعات اولیه

consolidator - تثبیت کننده

N/A - N/A

kənˈsɑː.lə.deɪ.t̬ɚ

UK :

kənˈsɒl.ɪ.deɪ.tər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consolidator] در گوگل
description - توضیح
  • a larger company that takes control of smaller ones


    یک شرکت بزرگتر که کنترل شرکت های کوچکتر را به دست می گیرد

  • a business that brings together and sells at a reduced price things that other producers or suppliers have not been able to sell


    کسب‌وکاری که چیزهایی را گرد هم می‌آورد و با قیمت پایین‌تری به فروش می‌رساند که سایر تولیدکنندگان یا عرضه‌کنندگان قادر به فروش آنها نبوده‌اند.

  • a transport company that combines small loads sent by different companies into bigger ones


    یک شرکت حمل و نقل که بارهای کوچک ارسال شده توسط شرکت های مختلف را به بارهای بزرگتر ترکیب می کند

  • a company that buys a supply of particular goods or services from different places and then offers them for sale to the public


    شرکتی که کالاها یا خدمات خاصی را از مکان های مختلف خریداری می کند و سپس آنها را برای فروش به عموم عرضه می کند


  • یک شرکت بزرگ و موفق که شرکت های دیگر را می خرد تا یک سازمان بزرگتر تشکیل دهد

  • a transport company that arranges for goods sent by different companies to be stored and transported together


    یک شرکت حمل و نقل که ترتیبی می دهد تا کالاهای ارسال شده توسط شرکت های مختلف با هم ذخیره و حمل شوند

  • a company that takes all of someone's debts and combines them into a single loan (= an amount of money borrowed)


    شرکتی که تمام بدهی های شخصی را می گیرد و آنها را در یک وام (= مقدار پول قرض گرفته شده) ترکیب می کند.

example - مثال
  • The website lets you scour the sites of all airlines, hotels, and consolidators for the best price.


    این وب‌سایت به شما امکان می‌دهد تا با بهترین قیمت، سایت‌های همه خطوط هوایی، هتل‌ها و مجتمع‌ها را جستجو کنید.

  • Consolidator tickets are generally non-refundable.


    بلیط های Consolidator به طور کلی غیر قابل استرداد هستند.

  • Many regional chains went bankrupt or were bought up by consolidators.


    بسیاری از زنجیره های منطقه ای ورشکست شدند یا توسط شرکت های تجمیع کننده خریداری شدند.

  • You want to be with one of the consolidators, not one of the companies that are going to be acquired.


    شما می خواهید با یکی از ادغام کنندگان باشید، نه یکی از شرکت هایی که قرار است خریداری شوند.

  • Intermediaries known as consolidators gather together goods or packages from a variety of customers and load them all into the container.


    واسطه هایی که به عنوان تثبیت کننده شناخته می شوند، کالاها یا بسته هایی را از مشتریان مختلف جمع آوری می کنند و همه آنها را در کانتینر بار می کنند.

  • A trusted container is one being shipped to an importer or by a consolidator known to customs inspectors.


    یک کانتینر قابل اعتماد، کانتینری است که به یک واردکننده یا توسط یک تجمیع کننده شناخته شده برای بازرسان گمرک ارسال می شود.

  • Many consolidators do not offer fixed interest rates.


    بسیاری از تجمیع کنندگان نرخ بهره ثابتی را ارائه نمی دهند.

  • She and her husband sought help from a debt consolidator earlier this year.


    او و شوهرش در اوایل سال جاری از یک تثبیت کننده بدهی کمک گرفتند.

  • Hotel Reservations Network is a hotel room consolidator which takes advantage of volume buying to offer large discounts on rooms in major cities.


    شبکه رزرواسیون هتل ها یک تثبیت کننده اتاق هتل است که از خرید حجمی برای ارائه تخفیف های بزرگ در اتاق های شهرهای بزرگ استفاده می کند.

  • It has been one of the most aggressive consolidators in the investment banking industry sector.


    این یکی از تهاجمی ترین تثبیت کنندگان در بخش صنعت بانکداری سرمایه گذاری بوده است.

  • We are a consolidator, offering freight consolidation services for international shipping.


    ما یک تجمیع کننده هستیم و خدمات یکپارچه سازی بار را برای حمل و نقل بین المللی ارائه می دهیم.

synonyms - مترادف
  • unifier


    یکپارچه کننده

  • harmonizer


    هماهنگ کننده

  • integrator


    یکپارچه ساز

  • mediator


    واسطه

  • reconciler


    آشتی دهنده

  • uniter


    متحد کننده

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

workmanship

لغت پیشنهادی

attributable

لغت پیشنهادی

allied