fabrication

base info - اطلاعات اولیه

fabrication - ساخت

noun - اسم

/ˌfæbrɪˈkeɪʃn/

UK :

/ˌfæbrɪˈkeɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fabrication] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Her story was a complete fabrication from start to finish.


    داستان او از ابتدا تا انتها ساختگی کامل بود.

  • silicon chip fabrication


    ساخت تراشه سیلیکونی

  • The report stopped short of accusing anyone of fabrication of evidence.


    این گزارش از متهم کردن کسی به جعل شواهد کوتاهی کرد.

  • The evidence he gave in court was a complete fabrication.


    مدارکی که او در دادگاه ارائه کرد کاملا ساختگی بود.

  • Recommended materials must be used in the fabrication of the test equipment.


    در ساخت تجهیزات تست باید از مواد توصیه شده استفاده شود.

  • All wafer fabrication at San Jose will transfer to the Minneapolis plant.


    تمام تولید ویفر در سن خوزه به کارخانه مینیاپولیس منتقل می شود.

synonyms - مترادف

  • ساخت و ساز


  • تولید


  • ساختمان


  • ایجاد

  • assembly


    مونتاژ

  • manufacture


    ساخت

  • making


    نعوظ

  • erection


    تشکیل

  • forming


    آهنگری

  • forging


    اختراع

  • invention


    مد کردن

  • fashioning


    شکل دادن

  • shaping


    modelingUS

  • modelingUS


    مدلینگ انگلستان

  • modellingUK


    بالا بردن

  • raising


    ساختگی

  • contriving


    ارتفاع

  • elevation


    مجموعه

  • assemblage


    کنار هم قرار دادن

  • putting together


    راه اندازی


  • قرار دادن

  • putting up


    توسعه


  • پیدایش


  • ترکیب بندی


  • استقرار

  • origination


    ساختن


  • فرمولاسیون


  • مهندسی

  • fabricating


  • formulation



antonyms - متضاد

  • تخریب

  • ruin


    خراب کردن

  • demolition


    تسطیح ایالات متحده

  • levelingUS


    با خاک یکسان کردن

  • razing


    مسطح کردن

  • demolishment


    بولدوزر کردن

  • flattening


    سطح بندی انگلستان

  • bulldozing


    ویرانی

  • levellingUK


    محو کردن

  • devastation


    تباهی

  • obliteration


    پاره کردن

  • ruination


    ویران کردن

  • tearing down


    کوبیدن

  • wrecking


    پایین کشیدن

  • decimation


    نابودی

  • knocking down


    ترخیص کالا از گمرک

  • pulling down


    انفجار

  • annihilation


  • clearance


  • extermination



  • demolishing


لغت پیشنهادی

swathe

لغت پیشنهادی

academics

لغت پیشنهادی

bilateral