skipper
skipper - کاپیتان
noun - اسم
UK :
US :
مسئول یک کشتی
رهبر یک تیم ورزشی
مسئول یک کشتی، تیم ورزشی و غیره - به ویژه در گزارش های خبری استفاده می شود
کاپیتان یک کشتی یا قایق، یک تیم ورزشی یا یک هواپیما
کاپیتان قایق، تیم، هواپیما و غیره بودن.
مسئول یک کشتی یا قایق
The best chance Town had in the first half came from this corner and it came from skipper Colin Calderwood.
بهترین فرصتی که تاون در نیمه اول داشت از این کرنر بدست آمد و آن را کاپیتان کالین کالدروود به دست آورد.
او سرش را تکان داد و بسیار مودب و محترمانه رفتار معمولش با کاپیتانش بود.
او به تجارت کامل به عنوان یک کاپیتان الهام بخش نگاه کرده است.
آنها ممکن است مشکلاتی داشته باشند، با این حال، کاپیتان ها و خدمه را تحت کنترل دارند.
Middlesbrough skipper Alan Kernaghan, who faces a two-match ban received another booking when he fouled Halsall.
آلن کرناگان، کاپیتان تیم میدلزبورو، که با دو جلسه محرومیت مواجه است، با خطای هالسال یک کارت زرد دیگر دریافت کرد.
و یک مصدومیت همسترینگ، کاپیتان الری هانلی را از ترکیب اصلی مقابل روورز خارج کرد.
تجربه ما باید برای کاپیتانانی که به فکر تماس با اینجا در سال 1991 هستند، ارزشمند باشد.
رئیس
سر
رهبر
کاپیتان
استاد
فرمانده
افسر
جست و خیز کردن
skip
مربی
مسئول
کارگردان
سرپرست
supervisor
مدیر
شاه سنجاق
kingpin
هونچو
honcho
کنترل کننده
controller
اصلی
superintendent
سر هونچو
ناظر
head honcho
سگ بالا
سرکارگر
overseer
جفر
بزرگ
foreman
فرماندار
gaffer
اجرایی
bigwig
مرد رئیس
headman
رئيس جمهور
follower
دنباله رو
موضوع
subordinate
تابع
apprentice
شاگرد کارآموز
کارمند
servant
خدمتگزار
underling
زیر دست
کارگر
جوان
پرسنل
jobholder
صاحب کار
کارکنان
عضو
دستیار
operative
عامل
proletarian
پرولتاریا
دست
labourerUK
کارگر انگلستان
hireling
استخدام
نماینده
workman
کارگر ایالات متحده
laborerUS
فرد شاغل
عضو کارکنان
صاحب شغل
job-holder
عضوی از کارمندان