softens
softens - نرم می کند
N/A - N/A
UK :
US :
نرم شدن یا نرم کردن چیزی
ملایمتر یا سختگیرتر شدن یا وادار کردن کسی به این کار
ملایم شدن، یا اینکه چیزی را با قدرت کمتر یا بلندتر جلوه دهد
برای ساختن چیزی ضعیف تر
کمتر سخت یا محکم شدن، یا اینکه چیزی کمتر محکم شود
اگر تقاضا، قیمت، بازار و غیره نرم شود، از افزایش یا کاهش مییابد
کمتر شدید یا ناخوشایند شدن چیزی یا به نظر رسیدن چیزی
می توانید کره را با گرم کردن ملایم نرم کنید.
اگر این سیب های خشک را در آب خیس کنید، نرم می شوند.
The news will upset him - we must think of a way to soften the blow (= make the news less unpleasant for him).
این خبر او را ناراحت می کند - باید چاره ای بیندیشیم که ضربه را آرام کنیم (= خبر را برای او کمتر ناخوشایند کنیم).
آیا می گویید موضع دولت در قبال نظم و قانون نرم شده است؟
سعی کرد لحنش را آرام کند.
کنگره برای کاهش تأثیر قانون حرکت خواهد کرد.
اگر آن را کنار بگذارید، کره نرم می شود.
قیمت سهام با ادامه نگرانی ها در مورد بهبود اقتصادی کشور کاهش یافت.
اگرچه تقاضا در نوامبر دوباره کاهش یافت، اما در دسامبر تقویت شد.
When the economy began softening, the relatively newer factories in the suburbs began to feel pressure.
هنگامی که اقتصاد شروع به نرم شدن کرد، کارخانه های نسبتا جدیدتر در حومه شهر شروع به احساس فشار کردند.
There are signs that household expenditure is already softening after the longest consumer boom on record.
نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد پس از طولانیترین رونق مصرفکننده در تاریخ، هزینههای خانوار در حال کاهش است.
استرلینگ ممکن است در برابر دلار تقویت شده باشد اما در برابر یورو نرم شده است.
موضع تنظیم کننده در مورد ادغام آب ملایم شده است.
پیش نویس جدید قوانین مربوط به نقش مدیر ارشد غیر اجرایی را نرم می کند.
این سازمان در تلاش است تا وجهه خود را نرم کند.
tenderisesUK
مناقصه های بریتانیا
tenderizesUS
tenderizesUS
unstiffens
سفت نمی کند
relaxes
آرام می کند
mellows
ملوس می کند
makes softer
نرم تر می کند
makes pliable
انعطاف پذیر می کند
becomes tender
لطیف می شود
hardens
سخت می شود