swig
swig - سوئیچ
verb - فعل
UK :
US :
نوشیدن چیزی در لقمه های بزرگ، به خصوص از بطری
نوشیدن، به ویژه با بلعیدن مقادیر زیاد در یک سری اقدامات منفرد
عمل قورت دادن مقدار زیادی از نوشیدنی در یک عمل
نوشیدن چیزی در پرستوهای بزرگ
در حالی که لوکر در حال تکان دادن یک بطری لیتری ودکا در کنارم به هتل میروم.
راتاگان آبجوش را تکان داد و با قدردانی آب دهانش را قورت داد.
خانم مورگان در حال دزدی از مغازه گرفتار می شود و شروع به تکان دادن قرص ها با لیوان های شراب می کند.
اما من به هیچ کلینیک سم زدایی نمی روم و متادون خونی مصرف نمی کنم.
یکی از بطری های محراب را باز کرد و از آن بیرون آمد.
پیرمرد سرگردان می شد و گهگاهی از بطری ویسکی تکان می خورد.
با نشستن روی تخت استفاده نشده ام، آب پرتقال سرویس اتاقم را تکان می دهم، نمایش روزنبلوم را روشن می کنم.
بنابراین من شک دارم که آیا قهرمان ما پس از انجام آن برای بسیاری از قهرمانان خوب بود.
جک آخرین قهوه اش را تکان داد و رفت.
Fogarty finished his double rye and Jack swigged the last of his coffee royal, and they went out the back door.
فوگارتی چاودار دوبل خود را تمام کرد و جک آخرین قهوه سلطنتی خود را تکان داد و آنها از در پشتی بیرون رفتند.
جک آخرین چایش را تکان داد و بلند شد تا برود.
سربازان به نوبت آن را گرفتند تا ودکا بنوشند.
دور هم نشستند و آبجو را از بطری ها بیرون می کشیدند.
کنارم نشست و روی یک بطری کولا تکان داد.
داشت از بطری آبجو بیرون می کشید.
تمام غروب او ودکای تمیز میخورد.
او یک تکه ویسکی را مستقیماً از بطری برداشت.
چارلز نوشیدنی را قبل از خوردن یک دمنوش خوب در لیوان چرخاند.
او یک فنجان قهوه گرفت.
نوشیدنی
gulp
قورت دادن
guzzle
لقمه
hoist
بالابر
imbibe
خوردن
quaff
quaff
sip
جرعه جرعه
slurp
چرت زدن
sup
شام
swill
سول
کمربند پایین
chug
چوغ
draughtUK
draughtUK
draftUS
پیش نویس ایالات متحده
پس بزن
nip
نیش زدن
پوند پایین
slug down
حلزون کردن
swash
آب کردن
sway
تاب خوردن
پرتاب کردن
قطره ای بردار
پایین
بلع
swallow
گردن
gulp down
حلزون حرکت کردن
زه کشی
slug
مصرف کردن
drain
فرو رفتن
eject
بیرون انداختن
spit
تف انداختن
expel
اخراج کردن
discharge
تخلیه
cough out
سرفه کردن
expectorate
خلط آور
spew
فوران کردن
flob
فلوب