vets
vets - دامپزشکان
N/A - N/A
UK :
US :
فردی با مدرک پزشکی که برای مراقبت از سلامت حیوانات آموزش دیده است
مطب محل کار دامپزشک
غیر رسمی برای جانباز (= شخصی که در نیروهای مسلح خدمت کرده است)
بررسی دقیق چیزی یا شخصی برای اطمینان از قابل قبول بودن یا مناسب بودن آنها
شکل کوتاه جانباز (= شخصی که در ارتش بود)
فرم کوتاه دامپزشکی
مطالعه کردن چیزی، یا بررسی سوابق شخصی برای دیدن قابل قبول یا دقیق بودن آن
to carefully check information about someone before employing them to make certain that they are suitable, do not have a criminal record etc.
برای اطمینان از مناسب بودن، نداشتن سابقه کیفری و غیره، اطلاعات شخصی را قبل از استخدام به دقت بررسی کنید.
to carefully check information especially financial information about someone who is applying for a loan or to rent or buy a property
بررسی دقیق اطلاعات، به ویژه اطلاعات مالی، در مورد کسی که متقاضی وام یا اجاره یا خرید ملک است.
بررسی دقیق چیزی برای اطمینان از مناسب بودن، صحیح بودن و غیره.
کشاورز دامپزشک را برای درمان یک گاو بیمار فراخواند.
گربه پنجه اش را زخمی کرد، بنابراین او را به دامپزشکی بردم.
در طول جنگ، دولت تمام گزارشهای خبری را قبل از انتشار بررسی کرد.
بانک به دقت همه کسانی را که برای یک حساب درخواست می کنند بررسی می کند.
همه آژانس ها باید کارگران جدید را به دقت بررسی کنند.
قبل از امضای این قرارداد، وکیل ما آن را بررسی کرد.
نامزدهای پست های ارشد توسط هیئت مدیره بررسی می شوند.
وام دهندگان وام مسکن اکنون متقاضیان را با دقت بیشتری بررسی می کنند.
نتایج این نظرسنجی به دقت توسط محققان مستقل بررسی شده است.
شرکت های کارت اعتباری رویه های بازرسی خود را تشدید کرده اند.
veterans
جانبازان
doyens
دواین ها
warhorses
اسب های جنگی
stagers
استیجرها
old-timers
قدیمی ها
old hands
دست های پیر
masters
کارشناسی ارشد
hotshots
عکس های داغ
pros
طرفداران
old guards
نگهبانان قدیمی
past masters
استادان گذشته
grandmasters
استادان بزرگ
maestros
استادان
old stagers
استیجرهای قدیمی
virtuosos
هنرپیشه ها
old soldiers
سربازان قدیمی
قدرت
experts
کارشناسان
aces
آس
sourdoughs
خمیر ترش ها
stalwarts
استوارها
warriors
جنگجویان
campaigners
مبارزان
troupers
لشکرها
GIs
GIs
war veterans
جانبازان جنگ
mavens
Mavens
geniuses
نوابغ
professionals
حرفه ای ها
artists
هنرمندان
whizzes
ویز می کند
beginners
مبتدیان
colts
کلت ها
fledglings
نوپاها
freshmen
دانشجویان سال اول
greenhorns
شاخ سبز
neophytes
نئوفیت ها
newbies
تازه کارها
newcomers
تازه واردان
novices
استخدام می کند
recruits
پاهای حساس
rookies
تیروس
tenderfeet
کارآموزان
tyros
زبان آموزان
apprentices
تازه کار می کند
learners
پانک
trainees
افراد مشروط
novitiates
عزیزم
punk
افراد وابسته
probationers
باکره ها
babes
روک ها
abecedarians
دانش آموزان
virgins
آماتورها
rooks
شروع کننده ها
students
آغاز می کند
amateurs
تازه سازها
pupils
تبدیل می کند
starters
initiates
newies
freshers
converts