vets

base info - اطلاعات اولیه

vets - دامپزشکان

N/A - N/A

vet

UK :

vet

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vets] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The farmer called the vet out to treat a sick cow.


    کشاورز دامپزشک را برای درمان یک گاو بیمار فراخواند.

  • The cat injured her paw, so I took her to the vet.


    گربه پنجه اش را زخمی کرد، بنابراین او را به دامپزشکی بردم.

  • During the war the government vetted all news reports before they were published.


    در طول جنگ، دولت تمام گزارش‌های خبری را قبل از انتشار بررسی کرد.

  • The bank carefully vets everyone who applies for an account.


    بانک به دقت همه کسانی را که برای یک حساب درخواست می کنند بررسی می کند.

  • All agencies must carefully vet new workers.


    همه آژانس ها باید کارگران جدید را به دقت بررسی کنند.

  • Before we signed this contract our lawyer vetted it.


    قبل از امضای این قرارداد، وکیل ما آن را بررسی کرد.

  • Candidates for senior positions are vetted by the board of directors.


    نامزدهای پست های ارشد توسط هیئت مدیره بررسی می شوند.

  • Mortgage lenders are now vetting applicants more carefully.


    وام دهندگان وام مسکن اکنون متقاضیان را با دقت بیشتری بررسی می کنند.

  • The results of the survey have been carefully vetted by independent researchers.


    نتایج این نظرسنجی به دقت توسط محققان مستقل بررسی شده است.

  • Credit-card companies have tightened their vetting procedures.


    شرکت های کارت اعتباری رویه های بازرسی خود را تشدید کرده اند.

synonyms - مترادف
  • veterans


    جانبازان

  • doyens


    دواین ها

  • warhorses


    اسب های جنگی

  • stagers


    استیجرها

  • old-timers


    قدیمی ها

  • old hands


    دست های پیر

  • masters


    کارشناسی ارشد

  • hotshots


    عکس های داغ

  • pros


    طرفداران

  • old guards


    نگهبانان قدیمی

  • past masters


    استادان گذشته

  • grandmasters


    استادان بزرگ

  • maestros


    استادان

  • old stagers


    استیجرهای قدیمی

  • virtuosos


    هنرپیشه ها

  • old soldiers


    سربازان قدیمی


  • قدرت

  • experts


    کارشناسان

  • aces


    آس

  • sourdoughs


    خمیر ترش ها

  • stalwarts


    استوارها

  • warriors


    جنگجویان

  • campaigners


    مبارزان

  • troupers


    لشکرها

  • GIs


    GIs

  • war veterans


    جانبازان جنگ

  • mavens


    Mavens

  • geniuses


    نوابغ

  • professionals


    حرفه ای ها

  • artists


    هنرمندان

  • whizzes


    ویز می کند

antonyms - متضاد
  • beginners


    مبتدیان

  • colts


    کلت ها

  • fledglings


    نوپاها

  • freshmen


    دانشجویان سال اول

  • greenhorns


    شاخ سبز

  • neophytes


    نئوفیت ها

  • newbies


    تازه کارها

  • newcomers


    تازه واردان

  • novices


    استخدام می کند

  • recruits


    پاهای حساس

  • rookies


    تیروس

  • tenderfeet


    کارآموزان

  • tyros


    زبان آموزان

  • apprentices


    تازه کار می کند

  • learners


    پانک

  • trainees


    افراد مشروط

  • novitiates


    عزیزم

  • punk


    افراد وابسته

  • probationers


    باکره ها

  • babes


    روک ها

  • abecedarians


    دانش آموزان

  • virgins


    آماتورها

  • rooks


    شروع کننده ها

  • students


    آغاز می کند

  • amateurs


    تازه سازها

  • pupils


    تبدیل می کند

  • starters


  • initiates


  • newies


  • freshers


  • converts


لغت پیشنهادی

astride

لغت پیشنهادی

fiercely

لغت پیشنهادی

anchored