zealous

base info - اطلاعات اولیه

zealous - غیرتمند

adjective - صفت

/ˈzeləs/

UK :

/ˈzeləs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [zealous] در گوگل
description - توضیح
  • someone who is zealous does or supports something with great energy


    کسی که غیرت دارد کاری را با انرژی زیاد انجام می دهد یا حمایت می کند

  • enthusiastic and eager


    مشتاق و مشتاق

  • Elsewhere the arguments may seem more rational but are equally zealous.


    در جای دیگر، استدلال ها ممکن است منطقی تر به نظر برسند، اما به همان اندازه غیرت دارند.

  • No zealous advocate of good citizenship would argue that political participation ought to be pursued to the neglect of all other obligations.


    هیچ طرفدار غیور شهروندی خوب استدلال نمی کند که مشارکت سیاسی باید بدون غفلت از سایر تعهدات دنبال شود.

  • What I can not accept is the zealous, blind rush to condemn the parents of Jessica Dubroff.


    چیزی که نمی توانم بپذیرم عجله کورکورانه و غیرتمندانه برای محکوم کردن والدین جسیکا دوبروف است.

  • Not only did she write boldly about religious questions, she was a zealous evangelist.


    او نه تنها در مورد مسائل دینی جسورانه می نوشت، بلکه یک مبشر غیور بود.

  • He was always zealous in good works always regular at worship and a key member of the church.


    او همیشه در کارهای نیک غیرت داشت، همیشه در عبادت منظم و یکی از اعضای کلیدی کلیسا بود.

  • Without such a safeguard, a small group of ill-informed or zealous officers from either side could start a full-scale nuclear war.


    بدون چنین حفاظتی، یک گروه کوچک از افسران ناآگاه یا غیور از هر دو طرف می توانند یک جنگ هسته ای تمام عیار را آغاز کنند.

  • Here the conformity can be zealous or even excessive.


    در اینجا، انطباق می تواند غیرت آمیز یا حتی بیش از حد باشد.

  • Only the most zealous supporters of Thatcherism were in favour of the tax.


    فقط غیورترین حامیان تاچریسم طرفدار مالیات بودند.

  • Some of the officers were more zealous than others in enforcing the disciplinary code.


    برخی از افسران نسبت به سایرین در اجرای آیین نامه انضباطی غیرت بیشتری داشتند.

  • The trees were dusty and muscular; zealous visions of their former selves.


    درختان غبارآلود و عضلانی بودند. تصورات غیورانه از خود سابق خود.

example - مثال
  • a zealous reformer


    یک اصلاح طلب غیور

  • a zealous supporter of the government's policies


    حامی غیور سیاست های دولت

  • He thought the reporters were too zealous in their attempts to get into the event.


    او فکر می کرد که خبرنگاران در تلاش برای ورود به این رویداد بیش از حد غیرت داشتند.

synonyms - مترادف
  • ardent


    پرشور

  • passionate


    مشتاق

  • fervent


    شدید

  • enthusiastic


    تیز

  • vehement


    شدید، قوی

  • keen


    آتشین


  • جدی


  • متعصب

  • fervid


    پرفروید

  • impassioned


    از صمیم قلب

  • fiery


    سوزش

  • earnest


    نجیب

  • fanatical


    اختصاصی

  • avid


    قوی

  • perfervid


    اختصاص داده شده است

  • wholehearted


    پر انرژی

  • burning


    متعهد شد

  • spirited


    نیرومند

  • fierce


    مفرط

  • dedicated


    داغ

  • vigorous


    مورچه

  • devoted


    مخلص - بی ریا - صمیمانه

  • energetic


    هار

  • committed


    عابد

  • forceful



  • hot


  • antsy


  • sincere


  • rabid


  • devout


antonyms - متضاد
  • apathetic


    بی تفاوت

  • indifferent


    بي تفاوت

  • unenthusiastic


    غیر مشتاق


  • سرد


  • بی درخشش ایالات متحده

  • lacklusterUS


    ضعیف بریتانیا

  • lacklustreUK


    بی حال

  • languorous


    کم کلید

  • listless


    بی عاطفه

  • low-key


    منجمد

  • dispassionate


    نیمه دل

  • frigid


    خوشحال

  • half-hearted


    فقیر


  • سوزناک

  • lackadaisical


    بی دغدغه

  • lethargic


    غیر هیجان زده

  • torpid


    بی علاقه

  • unconcerned


    تنبل

  • unexcited


    بی توجه

  • unimpassioned


    سست

  • unpassionate


    گاه به گاه

  • lazy


    منفعل

  • sluggish


    ناآگاه

  • careless


  • languid


  • casual


  • slothful


  • indolent


  • passive


  • insouciant


  • lax


لغت پیشنهادی

see

لغت پیشنهادی

Alabama

لغت پیشنهادی

Bedfordshire