clipboard
clipboard - کلیپ بورد
noun - اسم
UK :
US :
یک تخته کوچک مسطح با یک گیره در بالا که کاغذ را نگه می دارد تا بتوانید روی آن بنویسید
a part of a computer’s memory that stores information when you are moving it from one document to another
بخشی از حافظه رایانه که هنگام انتقال اطلاعات از یک سند به سند دیگر، آن را ذخیره می کند
a small flat board with a piece of metal or plastic on top for holding pieces of paper so that you can write on them
یک تخته کوچک مسطح با یک تکه فلز یا پلاستیک روی آن برای نگه داشتن تکه های کاغذ به طوری که بتوانید روی آنها بنویسید.
a part of a computer memory that stores sections of text while you move them from one part of a document to another or to another document
بخشی از حافظه رایانه که بخش هایی از متن را در حالی که آنها را از یک قسمت از یک سند به قسمت دیگر یا به سند دیگر منتقل می کنید ذخیره می کند.
a board with a clip at the top that holds sheets of paper in position and provides a surface for writing on
تخته ای با یک گیره در بالا که ورق های کاغذ را در موقعیت خود نگه می دارد و سطحی برای نوشتن روی آن فراهم می کند
an area for storing information temporarily in a computer when you are moving it from one position or document to another
زمانی که اطلاعات را از یک موقعیت یا سند به موقعیت دیگر منتقل می کنید، ناحیه ای برای ذخیره موقت اطلاعات در رایانه
a board with a piece of metal at the top that holds sheets of paper in position and provides a surface for writing on
تخته ای با یک تکه فلز در بالا که ورق های کاغذ را در موقعیت خود نگه می دارد و سطحی برای نوشتن روی آن فراهم می کند.
a board with a clip at the top which holds sheets of paper in place and which provides a surface for writing on
تخته ای با یک گیره در بالا که ورق های کاغذ را در جای خود نگه می دارد و سطحی را برای نوشتن بر روی آن فراهم می کند.
اما حالا گروهبان کلیپ بورد داشت و برای آن به اطلاعات نیاز داشت.
The court was packed throughout the day-long hearing and Sonia Sutcliffe sat alongside her solicitor carefully taking notes on a clipboard.
دادگاه در طول جلسه یک روزه مملو از جمعیت بود و سونیا ساتکلیف در کنار وکیل خود نشسته بود و با دقت روی کلیپ بورد یادداشت می کرد.
جودی به آمار موجود در کلیپ بورد خود نگاه می کند.
They were handing people copies of a petition on clipboards, and the people were laughing and signing them.
آنها نسخه هایی از یک طومار را روی کلیپ بورد به مردم می دادند و مردم می خندیدند و آنها را امضا می کردند.
چند سال بعد، مردان تناسب اندام با کلیپ بوردها و کرونومترهایشان می آیند.
نام خود را به لیست در کلیپ بورد اضافه کنید.
زنی با کلیپ بورد ما را در خیابان متوقف کرد تا از ما سؤال بپرسد.
شما شکل را در جایی از کاربرگ خود می کشید، روی آن کلیک می کنید و آن را در کلیپ بورد کپی می کنید.
یک محقق بازار با کلیپ بورد به او نزدیک شد.
