acrid

base info - اطلاعات اولیه

acrid - بوی بسیار ناخوشایند

adjective - صفت

/ˈækrɪd/

UK :

/ˈækrɪd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [acrid] در گوگل
description - توضیح
  • an acrid smell or taste is strong and unpleasant and stings your nose or throat


    بو یا طعم تند قوی و ناخوشایند است و بینی یا گلو شما را می سوزاند

  • an acrid remark expresses anger and criticizes someone strongly


    یک سخن تند بیانگر عصبانیت و انتقاد شدید از کسی است

  • An acrid smell or taste is strong and bitter and causes a burning feeling in the throat


    بو یا طعم تند قوی و تلخ است و باعث احساس سوزش در گلو می شود

  • strong bitter, and unpleasant


    قوی، تلخ و ناخوشایند

  • The air was stale and acrid, and a cluster of black flies hovered over the bed.


    هوا کهنه و تند بود و دسته ای از مگس های سیاه روی تخت معلق بودند.

  • The air is stale and acrid, and a cluster of black flies hovers over the bed.


    هوا کهنه و تند است و دسته ای از مگس های سیاه روی تخت می چرخند.

  • But the odour of the colourless liquid was of bitter almonds, acrid and terrifying.


    اما بوی مایع بی رنگ بوی بادام تلخ، تند و وحشتناک بود.

  • The sharp acrid male smell which rose from his hot skin filled my nostrils.


    بوی تند و تند مردانه که از پوست داغش بلند می شد، مشامم را پر کرد.

  • The sharp acrid smell of gutters choked by the monsoon rain.


    بوی تند ناودانی که باران موسمی خفه می کند.

  • The jute had an acrid smell that scooped up the rank aroma of moist earth as it leapt from the ground.


    جوت بوی تندی داشت که با پریدن از روی زمین، عطر درجه یک خاک مرطوب را می گرفت.

  • The chemical has an acrid smell.


    این ماده شیمیایی بوی تند دارد.

  • She consoled herself with the thought that the acrid smoke would serve to keep flies out of the room.


    او با این فکر که دود تند مگس‌ها را از اتاق دور نگه می‌دارد، خودش را دلداری داد.

  • When I opened the door acrid white smoke came billowing out.


    در را که باز کردم، دود سفید تند بیرون آمد.

example - مثال
  • acrid smoke from burning tyres


    دود تند ناشی از سوختن لاستیک ها

  • The fog was yellow and acrid and bit at the back of the throat.


    مه زرد و تند بود و در پشت گلو گاز گرفته بود.

  • the pungent smell of burning rubber


    بوی تند لاستیک سوخته

  • Too much pulp produces a sour wine.


    خمیر زیاد باعث تولید شراب ترش می شود.

  • The cheese has a distinctively sharp taste.


    پنیر طعم کاملاً تیز دارد.

  • Clouds of acrid smoke issued from the building.


    ابرهایی از دود تند از ساختمان خارج شد.

  • The electrical fire sent thick clouds of acrid smoke through the office.


    آتش برق ابرهای غلیظی از دود تند را به داخل دفتر فرستاد.

synonyms - مترادف
  • acerb


    acerb

  • sour


    ترش


  • اسید


  • تیز

  • acerbic


    قرمز

  • bitter


    تلخ

  • tart


    تارت

  • acetic


    استیک

  • acidic


    اسیدی

  • tangy


    تند

  • vinegary


    سرکه

  • acetous


    استیت

  • acidulated


    اسیدی شده

  • acidulous


    قابض

  • astringent


    خشن

  • harsh


    زنگی

  • pungent


    خوش طعم

  • zingy


    ماروئیدال

  • zesty


    قوی

  • amaroidal


    ناخوشایند

  • piquant


    شیرین نشده


  • گاز گرفتن

  • unpleasant


    ترش کردن

  • unsweetened


    سوزش

  • biting


    نیش زدن

  • tartish


  • sourish


  • burning


  • stinging


  • vinegarish


  • spicy


antonyms - متضاد
  • pleasant


    دلپذیر

  • agreeable


    قابل قبول

  • enjoyable


    لذت بخش

  • pleasing


    خوش


  • دوست داشتني


  • خوب

  • pleasurable


    رضایت بخش

  • delectable


    شیرین

  • satisfying


    درخشان


  • باشکوه


  • با شکوه

  • magnificent


    بهشتی


  • الهی

  • glorious


    عالی

  • delightsome


    savoryUS

  • heavenly


    شگفت انگیز

  • divine


    خوشحال کننده


  • نفیس

  • savoryUS


    دوست داشتنیUK

  • fascinating


    دوست داشتنی ایالات متحده

  • gratifying


    savouryUK

  • superb


    زیبا

  • exquisite


    فوق العاده

  • likeableUK


    حیرت آور

  • likableUS


    شگفت انگیز ایالات متحده

  • savouryUK






  • marvelousUS


لغت پیشنهادی

single

لغت پیشنهادی

attend

لغت پیشنهادی

outcome