aerosol

base info - اطلاعات اولیه

aerosol - آئروسل

noun - اسم

/ˈerəsɑːl/

UK :

/ˈeərəsɒl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aerosol] در گوگل
description - توضیح

  • یک ظرف فلزی کوچک که داخل آن مایع است. دکمه ای را روی ظرف فشار می دهید تا مایع به صورت قطرات بسیار کوچک خارج شود.

  • a metal container in which liquids are kept under pressure and forced out in a spray


    یک ظرف فلزی که در آن مایعات تحت فشار قرار می گیرند و با اسپری خارج می شوند

  • a mixture of particles (= extremely small pieces of matter) and the liquid or gas that they are contained in that can spread through the air


    مخلوطی از ذرات (= تکه های بسیار کوچک ماده) و مایع یا گازی که در آنها وجود دارد و می تواند در هوا پخش شود.

  • a container in which liquids are kept under pressure and forced out in a spray (= mass of small drops)


    ظرفی که مایعات را در آن تحت فشار نگه می دارند و به صورت اسپری بیرون می آورند (= توده قطرات کوچک)

  • The rain had a fine and penetrating quality about it that reminded him of the oil you squirt from an aerosol can.


    باران کیفیت خوب و نافذی داشت که او را به یاد روغنی می انداخت که از قوطی آئروسل می پاشید.

  • Had these people got bored with making cars and stereos and aerosols? were they going to start making history?


    آیا این افراد از ساخت ماشین و استریو و آئروسل خسته شده بودند؟ آیا آنها شروع به تاریخ سازی می کردند؟

  • She didn't know whether or not he was sniffing but when I searched his room I found empty aerosols.


    او نمی‌دانست که او بو می‌کشد یا نه، اما وقتی اتاقش را جستجو کردم، آئروسل‌های خالی پیدا کردم.

  • History 2, greenhouse plus aerosol forcing.


    تاریخچه 2، گلخانه به علاوه آئروسل اجباری.

  • He'd choked on his own vomit after a session of sniffing aerosols.


    او پس از یک جلسه بوییدن ذرات معلق در هوا از استفراغ خود خفه شده بود.

  • The aerosol device is unlikely to have been the cause.


    بعید است که دستگاه آئروسل علت آن بوده باشد.

  • The aerosol in a bottle of hair spray can induce a fast powerful high.


    آئروسل موجود در یک بطری اسپری مو می تواند باعث افزایش سریع و قدرتمند شود.

  • I need hairspray, but I don't like hair that looks stiff and I don't like to use aerosols.


    من به اسپری مو نیاز دارم، اما موهای سفت و سفت را دوست ندارم و دوست ندارم از آئروسل استفاده کنم.

example - مثال
  • ozone-friendly aerosols


    آئروسل های دوستدار ازن

  • an aerosol can/spray


    یک قوطی آئروسل/اسپری

  • He's seen fires started by aerosols being sprayed on electrical equipment.


    او آتش سوزی هایی را دیده است که توسط ذرات معلق در هوا بر روی تجهیزات الکتریکی پاشیده می شود.

  • Aerosol cans are banned from aircraft cabins.


    استفاده از قوطی های آئروسل در کابین هواپیما ممنوع است.

  • The virus is spread primarily by aerosols, so that could be by sneezing, coughing, or even talking.


    این ویروس عمدتاً از طریق ذرات معلق در هوا پخش می شود، به طوری که می تواند از طریق عطسه، سرفه یا حتی صحبت کردن باشد.

  • Aerosols are one type of air pollution - the tiny particles suspended everywhere in our atmosphere.


    آئروسل ها یکی از انواع آلودگی هوا هستند - ذرات ریز معلق در همه جای جو ما.

  • The gasses used in aerosols were damaging the atmosphere.


    گازهای مورد استفاده در آئروسل ها به جو آسیب می رساند.

synonyms - مترادف
  • atomizer


    اتمی ساز

  • mister


    آقا

  • spray


    افشانه

  • spray can


    قوطی اسپری

  • vaporizer


    بخارساز

  • nebulizer


    نبولایزر

  • sprayer


    سمپاش

  • can


    می توان

  • steamer


    بخار پز

  • inhaler


    استنشاقی

  • pump dispenser


    پمپ پمپ

  • concentrate sprayer


    سمپاش کنسانتره

  • mist concentrate sprayer


    سمپاش غبار کنسانتره

  • sprinkler


    آب پاش

  • spray gun


    تفنگ اب پاش

  • diffuser


    دیفیوزر

  • airbrush


    ایربراش

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

invented

لغت پیشنهادی

eroded

لغت پیشنهادی

quotable