aggro
aggro - aggro
noun - اسم
UK :
US :
رفتار عصبانی یا دعوا
مشکلات یا مشکلاتی که شما را آزار می دهد
رفتار خشونت آمیز یا تهدید آمیز، به ویژه بین گروه هایی از جوانان
مشکل یا سختی
می دانی، همه آگرو و روح.
وقتی او برمیگشت، در مورد مسائل مهم تجاوز میکرد.
This could cause aggro with Dev's girlfriend Geena.
این می تواند باعث ایجاد آگرو با دوست دختر Dev، Geena شود.
سپس مجموعهای از قوانین متفاوت برای اعمال محدودیتهایی بر بیان aggro عمل میکنند.
اگر آگرو وجود داشت می توانست از عهده آن برآید.
هیچ آگرو به من نده وگرنه با پلیس تماس خواهم گرفت.
آگرو زیادی در بانک داشتم.
در ایستگاه بین هواداران رقیب درگیری وجود داشت.
چرا اینقدر بی همکاری هستید؟ من به این آگرو نیازی ندارم.
annoyance
مزاحمت
irritation
تحریک
exasperation
عصبانیت
vexation
ناراحتی
aggravation
تشدید
نا امیدی
زحمت
grief
غم و اندوه
botheration
پیپ
pip
خشم
نارضایتی
chagrin
رنجش
displeasure
انزجار
indignation
متقابل
resentment
وبا
ire
ناراحت
discontent
طنز بد
pique
طحال
crossness
فحش دادن
choler
disgruntlement
provocation
rage
fury
wrath
infuriation
upset
ill humour
spleen
umbrage
dissatisfaction
blessing
برکت
کمک
سود
delight
لذت بسیار
happiness
شادی
لذت
مزیت - فایده - سود - منفعت
تشویق کردن
راحتی
cheer
لذت بردن
خوشایند
convenience
سلامتی
enjoyment
سهولت
pleasantry
آرامش
صلح
آرام
calmness
آرامش انگلستان
آرامش ایالات متحده
calm
سفارش
tranquillityUK
ساکت
tranquilityUS
رضایت
هارمونی
سکوت
سکون
harmony
توافق
pleasantness
quietude
stillness