aging
aging - سالخورده
noun - اسم
UK :
US :
becoming old
پیر شدن
روند پیر شدن
املای ایالات متحده از سالخورده
پیر بودن یا ظاهر شدن
a way of organizing a company's accounts to show the length of time its customers have owed the company money
روشی برای سازماندهی حساب های یک شرکت برای نشان دادن مدت زمانی که مشتریانش به شرکت پول بدهکار هستند
پیرتر شدن و نه به اندازه قبل مدرن یا قدرتمند
ناوگانی از هواپیماهای قدیمی
چه قدرتی در دستان بوروکراسی سالخورده بود.
برای اعضای سالخورده خانواده که به تنهایی زندگی می کنند، به نظر می رسد پیوندهای خانوادگی پابرجاست.
او او را یک هیپی سالخورده می دانست.
والدین سالخورده آنها در خانه های شخصی نگهداری می شوند.
The aging pirate king facing the youthful bandit prince-patriarch against upstart - monarch against usurper.
پادشاه سالخورده دزدان دریایی در برابر شاهزاده-پتریارک راهزن جوان در برابر تازه کار - پادشاه در برابر غاصب.
We have an aging population and a growing number of residential care homes in the private voluntary and statutory sectors.
ما جمعیت سالخورده ای داریم و تعداد فزاینده ای از خانه های مراقبت مسکونی در بخش های خصوصی، داوطلبانه و قانونی داریم.
هر دوی آنها برای سالها سود کمرنگی را از محصولات قدیمی به دست آوردهاند.
شرکت های نفتی به ویژه نگران ناوگان فرسوده سکوهای آب های عمیق خود هستند.
تحلیلگران مالی اغلب از پیری برای ارزیابی ریسک شرکت از بدهکاران معوق استفاده می کنند.
an aging market/customer/population
بازار/مشتری/جمعیت در حال پیر شدن
The agency is showing all the signs of an ageing company whose growth is too dependent on buying market size.
آژانس در حال نشان دادن تمام نشانه های یک شرکت پیر است که رشد آن بیش از حد به خرید اندازه بازار وابسته است.
در حال توسعه
در حال رشد
maturing
بالغ شدن
advancing
پیشبرد
blossoming
شکوفا شدن
getting along
کنار آمدن
getting on
سوار شدن
بزرگ شدن
evolving
در حال تکامل
ageingUK
پیری انگلستان
پیشرفت در سن
budding
جوانه زدن
emergent
اورژانسی
emerging
در حال ظهور
fledgling
نوپا
burgeoning
نوظهور
nascent
در حال گسترش
expanding
در حال آینده
flourishing
در حال ساخت
sprouting
ابتدایی
up-and-coming
شروع
امیدوار کننده
incipient
رو به افزایش
جنینی
promising
سپیده دم
rising
مبتکر
embryonic
نوزاد
dawning
زاییده
inceptive
aborning
جوان
youthful
نوجوان
کودکانه
juvenile
نابالغ
childish
به روز
immature
بهاری
up-to-date
مقدار کمی
پسرانه
vernal
جدید
تازه
youngish
جزئی
pubescent
خام
boyish
تازه چهره
childlike
جوانان
زیر سن
جوان به نظر
جوان تر
بی اهمیت
fresh-faced
پشت
پست تر
underaged
در حال توسعه
young-looking
جوانه زدن
younger
در حال رشد
unimportant
شکوفا شدن
شکوفه دادن
inferior
budding
blossoming
blooming
