amiable
amiable - دوست داشتنی
adjective - صفت
UK :
US :
دوستانه و آسان برای دوست داشتن
دلپذیر و دوستانه
Cohen is soft-spoken and amiable.
کوهن خوش صحبت و مهربان است.
از همه گزارش ها، مذاکرات آخر هفته به طرز قابل توجهی دوستانه بود.
استاد علوم و مهندسی همیشه دوست داشتنی بود.
آنها به شیوه ای دوستانه و دوستانه طلاق گرفتند.
Nothing could be more reinforcing to a literary establishment which saw itself as amiable and permissive.
هیچ چیز نمی تواند تقویت کننده تر از یک نهاد ادبی باشد که خود را دوست داشتنی و سهل گیر می دید.
هیلاری اصلاً فکر نمی کرد که دوست داشتنی به نظر برسد.
مثل یک عموی دوست داشتنی اما نرگس، او بارها خود را با حکایات خودش حلق آویز می کند.
Kovitsky spoke in an amiable, conversational tone.
کوویتسکی با لحنی دوستانه و محاوره ای صحبت کرد.
The amiable Downpatrick man will beam into living-rooms every Friday throughout the autumn from September 17.
مرد دوستداشتنی داون پاتریک از 17 سپتامبر هر جمعه در تمام پاییز به اتاقهای نشیمن خواهد رفت.
In conversation Victoria exudes wit, self-assurance and an amiable openness.
ویکتوریا در مکالمه از شوخ طبعی، اعتماد به نفس و گشاده رویی دوستانه برخوردار است.
لحن صدای دوست داشتنی
پدر و مادرش بسیار دوست داشتنی به نظر می رسیدند.
من فقط یک بار جین را ملاقات کردم اما او به اندازه کافی دوست داشتنی به نظر می رسد.
یک مرد جوان کاملا دوست داشتنی
او مرد جوانی دوست داشتنی به نظر می رسید.
حال و هوای جلسه آنقدر دوست داشتنی بود که به زودی تصمیم گیری شد.
He was amiable and charming, and he possessed an ability to make people feel comfortable in his presence.
او دوست داشتنی و جذاب بود و این توانایی را داشت که مردم در حضور او احساس راحتی کنند.
affable
دوست داشتنی
agreeable
قابل قبول
genial
دلپذیر
pleasant
صمیمی
cordial
دوستانه
نوع
محبت آمیز
kindly
خوب
جذاب
charming
خوشایند
congenial
لذت بخش
delightful
درگیر کننده
engaging
دوست داشتنیUK
likeableUK
الزام آور
lovable
خوش
obliging
برنده
pleasing
بخشنده
sociable
گرم
winsome
بشاش
amicable
همراه
gracious
شاکی
قابل گفتگو
cheerful
دلنشین
chummy
نازک
companionable
اجتماعی
complaisant
مهمان نواز
conversable
convivial
couthy
gregarious
hospitable
unpleasant
ناخوشایند
unfriendly
غیر دوستانه
disagreeable
نامطلوب
hostile
خصومت آمیز
irritable
تحریک پذیر
loathsome
نفرت انگیز
unsociable
غیر اجتماعی
unamiable
نامحرم
منظور داشتن
uncongenial
نامناسب
ungenial
نامتعارف
unlikable
دوست داشتنی نیست
annoying
مزاحم
nasty
زننده
repulsive
دافعه
ungracious
بی رحم
unpleasing
سرد
بی ادب
hateful
دافع
impolite
ترسناک
irksome
کینه جویانه
repellent
ناگوار
surly
تحمل ناپذیر
vindictive
آزار دهنده
horrible
بدبخت
insufferable
کینه توز
irritating
آزمایشی
miserable
غير قابل تحمل
spiteful
testy
unbearable