archaic
archaic - قدیمی، کهنه
adjective - صفت
UK :
US :
قدیمی و دیگر استفاده نشده است
قدیمی است و نیاز به تعویض دارد
مربوط به دوران باستان یا مربوط به آن است
مربوط به یک دوره باستانی از تاریخ یا متعلق به آن است
extremely old-fashioned
فوق العاده قدیمی
متعلق یا متعلق به گذشته؛ از یک دوره باستانی در تاریخ
The laws that decide who owns items discovered on an archeological exploration are ridiculously archaic.
قوانینی که تعیین می کند چه کسی اقلام کشف شده در کاوش های باستان شناسی را در اختیار دارد، به طرز مضحکی باستانی است.
طرح های نمایندگی زمانی که منصفانه و عادلانه باشد، قدیمی و قدیمی می شوند.
Outdated voting mechanisms, a decentralised, idiosyncratic procedure and the archaic electoral college have received comment.
مکانیسمهای رایگیری منسوخ، رویه غیرمتمرکز و غیرمتمرکز، و کالج انتخاباتی قدیمی نظراتی را دریافت کردهاند.
اگر میخواهیم ترسهای قدیمی خود را درک کرده و آنها را منطقی کنیم، باید آن عصر تاریک را بازیابی کنیم.
انگلیسی به کار رفته در نمایشنامه های چاسر شکلی قدیمی از زبان است.
همبستگی شدیدی شکل گرفت که در غرب قدیمی شده است.
It demands complicated puns, archaic semantic associations, and other comic turns of phrase.
این امر مستلزم جناس های پیچیده، تداعی های معنایی باستانی، و دیگر چرخش های کمیک عبارت است.
هسته Euthydikos از نظر روحی کلاسیک است اما به طور رسمی در مجموعه باستانی قرار دارد.
یک سیستم صوتی قدیمی
متن پر از املای قدیمی بود.
این شاهکار لحظه کلاسیک سبک آرکائیک را به ما می دهد.
On the other is the rural enclave with archaic traditional technological knowledge which is fast decaying.
از سوی دیگر، منطقهای روستایی با دانش فناوری سنتی قدیمی است که به سرعت در حال زوال است.
«تو هستی» شکلی قدیمی از «تو هستی» است.
سیستم قدیمی و ناعادلانه است و نیاز به تغییر دارد.
archaic art
هنر باستانی
an archaic system of government
یک سیستم حکومتی کهن
an archaic law/rule/language
یک قانون/قاعده/زبان باستانی
این سیستم که در دهه 1990 برنامه ریزی شده بود، در زمان اجرای آن قدیمی بود.
او عقاید باستانی در مورد زنان دارد.
برخی افراد دوست دارند با استفاده از کلمات قدیمی خودنمایی کنند.
antiquated
قدیمی
outmoded
منسوخ شده
outdated
تاریخ دار
obsolete
بازنشسته شده
dated
ماقبل تاریخ
superannuated
فرسوده شده
prehistoric
کهن
outworn
قرون وسطی ایالات متحده
فسیل شده انگلستان
medievalUS
ایالات متحده فسیل شده
ضد غرق شدن
fossilisedUK
خزه ای
fossilizedUS
تخریب شد
antediluvian
عتیقه
mossy
گذشته
demoded
منسوخ
antique
در حال مرگ
bygone
mediaevalUK
prehistorical
نوسنگی
obsolescent
منحل شده است
moribund
زنگ زده
mediaevalUK
نابهنگام
neolithic
پاس
defunct
نوآش
rusty
کاپوت
anachronistic
اولیه
passé
Noachian
kaputt
kaput
primitive
نوین
جدید
امروزی
جاری
تازه
latest
آخرین
modish
مد کردن
newfangled
نوپا
رمان
حاضر
اخیر
state-of-the-art
مدرن
up-to-date
به روز
up-to-the-minute
جوان
با آن
در مد
in vogue
مدرنیستی
modernistic
داغ
مد
mod
پیشرفته
مد روز
fashionable
خلاقانه
innovative
مرسوم، مد روز
trendy
فوق مدرن
ultramodern
طراح
موضعی
topical
اکنون
محبوب
اصلی
نا آشنا
unfamiliar
