representation
representation - نمایندگی
noun - اسم
UK :
US :
غیر نماینده
نمایندگی
وقتی کسی را دارید که به جای شما صحبت کند، رای دهد یا تصمیم بگیرد
یک نقاشی، علامت، توصیف و غیره که چیزی را نشان می دهد
عمل به نمایندگی از کسی یا چیزی
یک شکایت یا بیانیه رسمی
وقتی یکی دیگر به جای شما صحبت می کند
شخص یا سازمانی که برای شخص دیگری صحبت می کند، عمل می کند یا به طور رسمی حضور دارد
روشی که به کسی یا چیزی نشان داده یا توصیف می شود
نشانه، تصویر، مدل و غیره از چیزی
the fact of including different types of people for example in films, politics or sport so that all different groups are represented
حقیقت شامل انواع مختلف افراد، به عنوان مثال در فیلم، سیاست یا ورزش، به طوری که همه گروه های مختلف نمایندگی شوند.
people who will speak and act for you in an official situation or the fact of someone speaking and acting for you
افرادی که در یک موقعیت رسمی به جای شما صحبت می کنند و عمل می کنند، یا اینکه کسی برای شما صحبت می کند و عمل می کند
اگر یک نوع از افراد در یک گروه نمایندگی داشته باشد، افرادی از آن نوع در گروه وجود دارند
بیانیه رسمی به یک سازمان در مورد چیزی، به ویژه به عنوان روشی برای شکایت
These phonemic transcriptions were then converted automatically to their corresponding mid-class representations.
سپس این رونویسیهای آوایی به طور خودکار به بازنماییهای طبقه متوسط مربوطه تبدیل شدند.
او به خاطر نمایندگی مؤثرش از گارسیا در طول محاکمه مورد تحسین قرار گرفت.
هر ایالت در مجلس سنای ایالات متحده نماینده یکسانی دریافت می کند.
But a number of recent reports have questioned the quality of legal representation and other constitutional safeguards afforded Texas's capital defendants.
اما تعدادی از گزارشهای اخیر کیفیت نمایندگی قانونی و سایر تدابیر قانونی را که متهمان سرمایه تگزاس ارائه میکنند، زیر سوال بردهاند.
There is still much to learn: organization features, structures, mechanisms, representations, behaviors.
هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد: سازمان، ویژگی ها، ساختارها، مکانیسم ها، بازنمایی ها، رفتارها.
Sir Hans Sloane, president of the Royal Society rounded out the scientific representation at the meeting.
سر هانس اسلون، رئیس انجمن سلطنتی، نمایندگی علمی را در این نشست تکمیل کرد.
ساعت در نقاشی نمادی از گذر زمان است.
Men must change sufficiently so that their representation of life and their political expression uphold humane values.
مردان باید به اندازه کافی تغییر کنند تا بازنمایی آنها از زندگی و بیان سیاسی آنها از ارزش های انسانی حمایت کند.
It is important to have a clear understanding of the impact of legal aid on tribunal representation.
داشتن درک روشنی از تأثیر کمک حقوقی بر نمایندگی دادگاه مهم است.
As a writer your sovereign responsibility is to produce real food by making truthful representations.
به عنوان یک نویسنده، مسئولیت مستقل شما تولید غذای واقعی با ارائه بازنمایی های واقعی است.
درخواست تجدید نظر از طریق اظهارات کتبی تعیین می شود که باید تا اول ماه مه انجام شود.
بازنمایی منفی مادران مجرد در رسانه ها
مار در حال بلعیدن دم خود نشان دهنده بی نهایت است.
جنبش سبز فاقد نمایندگی موثر در مجلس است.
متهم اجازه وکالت نداشت.
ما به نخست وزیر نمایندگانی ارائه کرده ایم، اما موفقیت آمیز نبوده است.
این فیلم نمایشی واقع گرایانه از زندگی در روستاهای اسپانیا را ارائه می دهد.
راه های زیادی برای ایجاد یک نمایش دو بعدی از یک شی وجود دارد.
کتابی که نمایش های گرافیکی جدول تناوبی را نشان می دهد
a realistic cinematic representation of the Depression
یک نمایش سینمایی واقع گرایانه از رکود
artistic representations of the parent/child relationship
بازنمایی هنری از رابطه والدین/فرزند
contemporary media representations of youth
بازنمایی رسانه های معاصر از جوانان
the written representation of a spoken text
نمایش کتبی یک متن گفتاری
workers that seek union representation
کارگرانی که به دنبال نمایندگی اتحادیه هستند
shareholder representation on the boards of directors
نمایندگی سهامداران در هیئت مدیره
representation from all parties
نمایندگی از همه احزاب
representation for employees
نمایندگی برای کارکنان
وکالت توسط وکیل
direct representation in Parliament
نمایندگی مستقیم در مجلس
چه مجرم و چه بی گناه، ما همچنان حق داریم از وکالت قانونی برخوردار باشیم.
They had a strong representation in government.
آنها نماینده قوی در دولت داشتند.
این کارگروه نمایندگی گسترده ای با اعضایی از بخش های مختلف داشت.
این حزب نمایندگی خود را در پارلمان افزایش داده است.
Textile workers wanted collective representation.
کارگران نساجی خواستار نمایندگی جمعی بودند.
او مدعی است که سیستم انتخاباتی آنها نمایندگی عادلانه همه احزاب را تضمین می کند.
آیا او می تواند از عهده وکالت قانونی برآید؟
او در مورد بازنمایی زنان در هنر قرن 19 سخنرانی کرد.
This statue is a representation of Hercules.
این مجسمه نمادی از هرکول است.
آنها موضوعات پیچیده و ظریف نژاد، تنوع، و نمایندگی در تجارت خبری را بررسی می کنند.
چندین دهه است که تعداد کمی از بازیکنان آمریکای لاتین در NBA وجود دارد.
کارگران آمریکایی بیشتری خواستار نمایندگی اتحادیه هستند.
این کارمندان برای محافظت از آنها در برابر سوء استفاده اداری نیاز به نمایندگی قانونی دارند.
تصویر
illustration
مدل
پرتره
تجسم
نمونه سازی
embodiment
شباهت
exemplification
تولید مثل
likeness
طرح
reproduction
تظاهرات
sketch
نمودار
طراحی
diagram
احساس؛ عقیده؛ گمان
رنگ آمیزی
نیم تنه
شکل
bust
مجسمه
effigy
آیکون
سمبل
figurine
تفسیر
icon
امضا کردن
resemblance
شبیه سازی
نما
portraiture
مشخصات
rendering
simulacrum
facade
façade
statue
statuette
