arithmetic
arithmetic - حسابی
noun - اسم
UK :
US :
علم اعداد شامل جمع، ضرب و غیره
شامل یا مربوط به حساب
بخشی از ریاضیات که شامل جمع و ضرب و غیره اعداد است
calculations involving adding and multiplying, etc. numbers
محاسبات شامل جمع و ضرب و غیره اعداد
the process of making calculations such as adding, multiplying, and dividing by using numbers, or the study of this
فرآیند انجام محاسباتی مانند جمع، ضرب و تقسیم با استفاده از اعداد یا مطالعه این
One can imagine his excitement when he later discovered the similarities in progression between the hexagrams and his own binary arithmetic.
می توان هیجان او را زمانی تصور کرد که بعداً شباهت های پیشروی بین هگزاگرام ها و محاسبات باینری خود را کشف کرد.
برای جلوگیری از مشکلات پاسخ های تقریبی باید از حساب عدد صحیح استفاده کرد.
Once multiplying or dividing by zero had terrifying results, reducing orderly arithmetic to instant nonsense.
یک بار، ضرب یا تقسیم بر صفر نتایج وحشتناکی داشت و محاسبات منظم را به مزخرفات فوری تقلیل می داد.
این ویژگی آشکار محاسبات پارلمانی توسط بسیاری از نویسندگان بحران 1931 نادیده گرفته شده است.
البته این محاسبات ساده ممکن است اشتباه باشد.
اکنون محاسبه غرامت برای ریسک شخصی را در نظر بگیرید که برای انتخاب های بازار کار اعمال می شود.
حساب در این مورد بی وقفه است.
By some weird arithmetic, the more life stuffs itself into the valley the more spaces it creates for further life.
با حسابی عجیب و غریب، هرچه زندگی بیشتر در دره پر شود، فضاهای بیشتری برای زندگی بیشتر ایجاد می کند.
او در محاسبات خیلی خوب نیست.
کمی سریع حساب ذهنی (= جمعهایی که در ذهن خود انجام میدهید، بدون اینکه چیزی یادداشت کنید)
فکر کنم حسابی شما اشکال دارد.
من قیمت را بررسی کردم، اما باید حساب را بررسی کنم.
تستی از محاسبات ذهنی
من هیچ وقت در محاسبات خیلی خوب نبودم.
an arithmetic test
یک تست حسابی
حسابی ذهنی سریع انجام دادم و تصمیم گرفتم هزینه زیادی داشته باشد.
من نمی توانم بفهمم کدام یک از اینها ارزان تر است - آیا می توانید حساب را انجام دهید؟
an arithmetical operation/progression
یک عملیات/پیشرفت حسابی
arithmetically equivalent numbers
اعداد معادل حسابی
calculation
محاسبه
computation
ریاضی
حساب کردن
reckoning
ریاضیات
mathematics
شماره
numbers
ارقام
figures
رقم زدن
figuring
حساب دیفرانسیل و انتگرال
calculus
رمزگذاری
ciphering
مبالغ
sums
علاوه بر این
برآورد کردن
estimation
تقسیم
ضرب
multiplication
منها کردن
subtraction
خرد کردن اعداد
number crunching
با احتساب
counting
مجموع ایالات متحده
totalingUS
totallingUK
totallingUK
جمع بندی
summation
اضافه كردن
adding
شمارش
computing
شمردن
maths
کار کردن
tally
اضافه کردن
summing
شمارش کردن
بالا رفتن
adding up
counting up
totting up
