asthma
asthma - آسم
noun - اسم
UK :
US :
یک وضعیت پزشکی که باعث مشکلات تنفسی می شود
a medical condition that makes breathing difficult by causing the air passages to become narrow or blocked
یک وضعیت پزشکی که تنفس را با تنگ شدن یا مسدود شدن مجاری هوا دشوار می کند
یک بیماری قفسه سینه که در آن تنفس ممکن است دشوار شود، اغلب به دلیل یک واکنش آلرژیک ایجاد می شود
یا حمله آسم دارید؟
البته قبل از اینکه مبتلایان به آسم بتوانند راحت تر نفس بکشند، موانع بزرگی باقی می ماند.
اگر ریچارد که به شدت از آسم رنج می برد، بچه دار می شد، ممکن بود به آسم مبتلا نشوند.
Frederick was plagued with one illness after another throughout his childhood mainly suffering from asthma and other breathing problems.
فردریک در طول دوران کودکی خود یکی پس از دیگری با بیماری هایی مواجه بود که عمدتاً از آسم و سایر مشکلات تنفسی رنج می برد.
Over time you should be able to recognize your own asthma triggers and develop a prevention or treatment plan for them.
با گذشت زمان، شما باید بتوانید محرک های آسم خود را بشناسید و یک برنامه پیشگیری یا درمان برای آنها ایجاد کنید.
We were later told about Piggy's asthma which stopped him from doing many physical things like swimming and running.
بعداً در مورد آسم پیگی به ما گفتند که او را از انجام بسیاری از کارهای فیزیکی مانند شنا و دویدن باز داشت.
There are a number of medications available to treat asthma attacks and to prevent attacks in the first place.
تعدادی از داروها برای درمان حملات آسم و در وهله اول برای جلوگیری از حملات وجود دارد.
او با آسم کنار آمده است و مطمئن است که فرزندانش می توانند.
حمله شدید آسم
ما در سال هزاران مورد آسم داریم.
کودکانی که به آسم مبتلا می شوند
an asthma sufferer
یک فرد مبتلا به آسم
پزشکان به پسری مراجعه کردند که دچار حمله آسم شده بود.
