backbone
backbone - ستون فقرات
noun - اسم
UK :
US :
ردیف استخوان های متصل که از وسط پشت شما پایین می رود
شجاعت و اراده
خط استخوانی در مرکز پشت که از بدن پشتیبانی می کند
مهمترین بخش چیزی، پشتیبانی از هر چیز دیگری است
شجاعت و قدرت شخصیت
your spine
ستون فقرات شما
بخشی از چیزی که نیرو و پشتیبانی می کند
قدرت شخصیت یا شجاعت
مهمترین بخش چیزی
the system of equipment and connections that allows communication at high speeds over long distances
سیستم تجهیزات و اتصالات که امکان ارتباط با سرعت بالا در فواصل طولانی را فراهم می کند
این، حداقل، برخی از پیشنهادات ستون فقرات است، اما لارو آن را برای مدت طولانی نگه نمی دارد.
اما آنها و دیگر ترقی خواهان هم قدرت و هم پشتوانه ای داشتند که خودشان را به گوش دیگران برسانند.
This effectively creates a limited number of entry points into the backbone and simplifies network management.
این به طور موثر تعداد محدودی از نقاط ورودی به ستون فقرات ایجاد می کند و مدیریت شبکه را ساده می کند.
کشاورزی ستون فقرات اقتصاد روستایی را تشکیل می دهد.
او پشتوانه ای برای رویارویی با حقیقت ندارد.
او با ستون فقراتش سفت ایستاد.
کشاورزی ستون فقرات اقتصاد کشور است.
آیا او پشتوانه ای خواهد داشت که به آنها بگوید چه فکر می کند؟
تازه واردها حالا ستون فقرات این تیم هستند.
نمایندگان پشتوانه کافی برای رد این پیشنهاد را داشتند.
کسب و کارهای کوچک واقعاً ستون فقرات اقتصاد هستند.
ایده های تخیلی ممکن است ستون فقرات پیشرفت شما را در آینده تشکیل دهند.
این شرکت بزرگترین ستون فقرات اینترنت در ایالات متحده را اداره می کند و حدود 37 درصد از ترافیک داده را حمل می کند.
ineptness
ناتوانی
powerlessness