blocking
blocking - مسدود کردن
N/A - N/A
UK :
US :
the action or fact of preventing something such as light air or a moving object from passing through a place
عمل یا واقعیت جلوگیری از عبور چیزی مانند نور، هوا یا جسم متحرک از یک مکان
عمل جلوگیری از اتفاق یا موفقیت چیزی
in American football the act of moving in front of opponents and pushing them back so that the player with the ball can carry it forwards more easily
در فوتبال آمریکایی، حرکت در مقابل حریف و عقب راندن آنها به طوری که بازیکنی که توپ را در اختیار دارد راحتتر آن را به جلو حمل کند.
نحوه چیدمان فیزیکی بازیگران روی صحنه یا مجموعه فیلم
او مسئول رسیدگی به تخلفات پارکینگ مانند مسدود کردن معابر است.
این سازه تا حد زیادی از شیشه ساخته خواهد شد تا مسدود شدن نماهای خلیج را به حداقل برساند.
The blocking of legislation was a deliberate strategy.
مسدود کردن قانون یک استراتژی عمدی بود.
به عنوان یک بازیکن کالج، او بیشتر به دلیل بلوکه کردنش شناخته شده بود.
مهارت های مهار او به بازی دویدن تیم کمک می کند.
The long narrow stage creates some awkward blocking—performers sometimes have to repeat things so both sides of the house can see them.
صحنه طولانی و باریک مانعی ناخوشایند ایجاد می کند - گاهی اوقات اجراکنندگان مجبورند چیزها را تکرار کنند تا هر دو طرف خانه بتوانند آنها را ببینند.
بازیگران از قبل خطوط خود را می دانند. آنها اینجا هستند تا مسدود کردن را یاد بگیرند و تحویل خود را اصلاح کنند.
delaying
به تاخیر انداختن
stalling
توقف
hindering
مانع
filibustering
فیلیباسترینگ
obstructive
انسدادی
spoiling
خراب کردن
دشوار
contrary
مخالف
disobliging
ناتوان کننده
uncooperative
عدم همکاری
unaccommodating
ناسازگار
awkward
بی دست و پا - به شکلی نامناسب
unhelpful
بی فایده
restrictive
محدود کننده
inhibiting
مهار. مانع شدن
bolshie
بولشی
bloody-minded
خونین
unconstructive
غیر سازنده
thrawn
پرتاب شده است
balky
بی رنگ
perverse
منحرف
contrarious
برعکس
froward
بداخلاق
frustrating
خسته کننده، اذیت کننده
disruptive
مخرب
making difficulties
ایجاد مشکلات
obstreperous
مزاحم
troublesome
دردسر ساز
stroppy
استروپی
unreasonable
غیر منطقی
cussed
نفرین شده
cooperative
تعاونی
مفید
supportive
حمایت کننده
encouraging
دلگرم کننده
favourableUK
مطلوب انگلستان
obliging
الزام آور
favorableUS
مطلوب ایالات متحده
