bodywork
bodywork - بدنه
noun - اسم
UK :
US :
اسکلت فلزی یک وسیله نقلیه، بدون احتساب موتور، چرخ ها و غیره
ساختار فلزی رنگ شده بیرونی ماشین، هواپیما و غیره
فرآیند ساخت یا تعمیر ساختار بیرونی یک وسیله نقلیه
در حالی که تقریباً تبدیل به لاکپشت میشد، تکان خورد و چرخها و بدنهاش را از دست داد.
این انتقال رویاهاست: کروم، باله های دم، بدنه آبی کم رنگ.
بعد از اینکه تمام مکانیک ها تمام شد، به شاسی، بدنه و فضای داخلی بستگی داشت.
All-enclosing bodywork will give it a futuristic look to contrast with the retro-styled roadster and cafe racer.
بدنه کاملاً محصور به آن ظاهری آیندهنگر میدهد تا با اتومبیلهای مسابقهای رودستر و کافهای به سبک سبک قدیمی تضاد داشته باشد.
من یک گاراژ را می شناسم که کار بدنه را خوب انجام می دهد.
می توان آن را بدون تغییرات گسترده در شاسی یا بدنه بر روی یک جیپ یا کامیون نصب کرد.
بدنه اصلاح شده و مخزن سوخت 17 لیتری بزرگتر تصویر را کامل می کند.
تاد که با ماشین تنها مانده بود، انگشتانش را روی بدنه کشید.
The paint is equally eye-catching-though not much of the bodywork is still visible under all that hair.
رنگ به همان اندازه چشم نواز است - اگرچه هنوز قسمت زیادی از بدنه زیر آن همه مو قابل مشاهده نیست.
coachwork
کار مربیگری
exterior
خارجی
خارج از
paintwork
رنگ آمیزی
