boffin
boffin - بوفه
noun - اسم
UK :
US :
یک دانشمند
کسی که خیلی باهوش است
دانشمندی که به نظر او علم زیادی می داند و به چیزهای دیگر علاقه ندارد
این برخلاف نظر جهانیان و جامعه ای بود که او را یک کاسه می پنداشتند.
Three wore the white coats of the back-room boffin, the fourth was diminutive, little more than a boy.
سه نفر کت های سفید اتاق پشتی را پوشیده بودند، نفر چهارم کوچک بود، کمی بیشتر از یک پسر.
A few science boffins were asked for their opinions, but otherwise the article gave very little information.
از چند نفر از علما نظر خواسته شد، اما در غیر این صورت مقاله اطلاعات بسیار کمی ارائه کرد.
Perhaps the boffins in the boats at Scapa ought to swallow their compassion and get equally coercive with the whales.
شاید بوفین ها در قایق های اسکاپا باید شفقت خود را ببلعند و به همان اندازه با نهنگ ها اجبار کنند.
The boffin claims to be able to lower bust-up ratios by analysing responses to statements about their lifestyles.
بوفین ادعا میکند که میتواند با تجزیه و تحلیل پاسخها به اظهارات مربوط به سبک زندگیشان، نسبت شکست را کاهش دهد.
Their boffins used sophisticated hospital scanners to mould the exact shape of Schuey's head to within one-tenth of a millimetre.
بوفینهای آنها از اسکنرهای بیمارستانی پیشرفته برای شکلدهی به شکل دقیق سر شوئی در یک دهم میلیمتر استفاده کردند.
Oldfield was never conferred with boffin status unlike his contemporary Mr Ambient himself Brian Eno.
به اولدفیلد بر خلاف شخص معاصرش، خود آقای Ambient، برایان انو، هرگز جایگاهی به عنوان کاوشگر اعطا نشد.
mastermind
مغز متفکر
inventor
مخترع
maven
ماون
technologist
فناور
technician
تکنسین
محقق
قدرت
متخصص
دانشمند
technophile
فن دوست
استاد
techie
فنی
developer
توسعه دهنده
مهندس
technoid
تکنوید
rocket scientist
دانشمند فضا پیما
amateur
آماتور
beginner
مبتدی
learner
یادگیرنده
novice
تازه کار
layman
شخص غیر روحانی
layperson
فرد عامی
tenderfoot
پا حساس
greenhorn
ادم تازه کار
newbie
سرگرد
rookie
هک کردن
jackleg
تازه وارد
hack
کاراموز
newcomer
غیر متخصص
neophyte
بی خبره
nonexpert
تیرو
inexpert
نوپا
tyro
غیر حرفه ای
fledgling
دلتنگی
nonprofessional
مشروط
dilettante
شاگرد کارآموز
probationer
کارآموز
apprentice
دابلگر
trainee
فرد بی تجربه
dabbler
دانشجو
inexperienced person
نادان
non-professional
علاقهمند
non-specialist
سرگرمی
ignoramus
enthusiast
hobbyist
