bonnet
bonnet - کاپوت
noun - اسم
UK :
US :
درب فلزی جلوی ماشین
کلاه گرمی که کودک بر سر می گذارد و زیر چانه اش می بندد
نوعی کلاه که زنان در گذشته بر سر میگذاشتند و زیر چانهشان میبست و اغلب لبهای پهن داشت
a type of hat that covers the ears and is tied under the chin, worn by babies or especially in the past by women
نوعی کلاه که گوشها را میپوشاند و زیر چانه بسته میشود و نوزادان یا بهویژه در گذشته زنان از آن استفاده میکردند.
پوشش فلزی روی قسمتی از خودرو که موتور در آن قرار دارد
کلاهی برای نوزاد که سرش را می پوشاند و زیر چانه می بندد یا کلاه زنانه
Nobody can see the cataract today in all its splendor as the Victorian visitors in their top hats and bonnets saw it.
امروز هیچ کس نمی تواند آب مروارید را با تمام شکوهش ببیند، همانطور که بازدیدکنندگان ویکتوریایی با کلاه ها و کلاه های بالا آن را دیدند.
دهانش باز شد و همینطور ماند، چون چشمان رنگ پریده اش زیر کاپوت نزدیکی که پوشیده بود گشاد شد.
Easter bonnets and egg hunts are surprisingly popular.
کاپوت عید پاک و شکار تخم مرغ به طرز شگفت آوری محبوب هستند.
ویلکاکس کاپوت را پایین آورد و با کف دست فشار داد.
او را روی کاپوت ماشین کوبیدم تا او را پیاده کنم.
من خیلی شبیه یک مدل نبودم و زیر کاپوت شکم تایید شد.
کاپوت در یک دیوار سنگی تعبیه شده بود.
It was magnificently low-slung, almost like a sports car but with four plush leather seats and a thrusting bonnet.
به طرز باشکوهی کم ارتفاع بود، تقریباً شبیه یک خودروی اسپورت، اما با چهار صندلی چرمی مخملی و یک کاپوت پیشران.
a baby's bonnet
کاپوت بچه
کودک به کاپوت برخورد کرد و در هوا پرتاب شد.
معلم ما زنبوری در کلاه خود در مورد علائم نقطه گذاری دارد.
زیر کاپوت را نگاه کردم و ابرهای دود بیرون ریخت.
capote
کاپوتی
chapeau
چاپو
coronet
تاج
hood
کاپوت ماشین
کلاه لبه دار
کلاه
headdress
روسری
headgear
سرپوش
tam o'shanter
تام اوشانتر
head covering
پوشش سر
scarf
پوردا
purdah
روپوش
cowl
پوشش
اسنود
snood
سویت شرت
hoodie
شال
shawl
یاشمک
yashmak
محافظ
protector
مانتیلا
mantilla
کاپوچین
capuchin
مقنعه
wimple
سکه
coif
بابوشکا
babushka
هودی
hoody
کاپوچ
capuche
شنل
kerchief
حجاب
cloak
head scarf
veil
hijab