breaststroke
breaststroke - کرال سینه
noun - اسم
UK :
US :
a way of swimming in which you push your arms out and then bring them back in a circle towards you while bending your knees towards your body and then kicking out
روشی برای شنا که در آن بازوهای خود را به بیرون فشار می دهید و سپس آنها را به صورت دایره ای به سمت خود باز می آورید در حالی که زانوهای خود را به سمت بدن خود خم کرده و سپس بیرون می زنید.
a way of swimming in which the arms make a circular movement in front of the body while the knees are brought up towards the body and then kicked out and back
روشی از شنا که در آن بازوها حرکت دایرهای در جلوی بدن انجام میدهند در حالی که زانوها به سمت بدن بالا میآیند و سپس به بیرون و عقب پرتاب میشوند.
a way of swimming in which both arms are moved together forward from your chest under the water and then pulled back toward either side
روشی برای شنا که در آن هر دو دست با هم از قفسه سینه زیر آب به سمت جلو حرکت می کنند و سپس به طرفین عقب کشیده می شوند.
پنجشنبه شب، او فقط از رسیدن به فینال در 100 قورباغه خوشحال بود.
Sammy also collected a 50 freestyle bronze with 31.44-a personal best along with her 43.95 in the 50 breaststroke.
سامی همچنین یک برنز آزاد 50 را با 31.44 بهترین بازیکن به همراه 43.95 خود در 50 قورباغه به دست آورد.
آماندا ریش، 14 ساله، او از چشمان بزرگ و سینه ای که از آب بیرون می آید.
او در دوی 200 متر قورباغه در زمان رکورد جهانی برنده شد.
Larne lad Fergus Bailie last night swam the fastest 100 metre breaststroke by a 13-year-old in Ulster.
فرگوس بیلی، پسر لارنه، شب گذشته سریعترین شنای 100 متر را توسط یک نوجوان 13 ساله در اولستر انجام داد.
Time allowed 02:59 Read in studio An Olympic breaststroke champion has taken on a junior swimming team - and lost.
زمان مجاز 02:59 خواندن در استودیو یک قهرمان المپیک شنای قورباغه با یک تیم شنای نوجوانان - و شکست خورد.
استفن، 17 ساله، از خیابان هایبری، تولزبی، میدلزبرو، دارای چهار رکورد برای کرال سینه است.
شنا کردن
wade
وید
dip
شیب
paddle
دست و پا زدن
bathe
حمام کردن
dive
شیرجه رفتن
plunge
غوطه
snorkel
لوله تنفس
freestyle
سبک آزاد
سکته
submerge
غوطه ور شدن
splash around
پاشیدن به اطراف
go swimming
رفتن به شنا
dog-paddle
سگ دست و پا زدن
skinny-dip
لاغر
tread water
آج آب
go wading
برو ول کن
شیرجه بزنید
برو برای غوطه وری
برو برای شنا
dabble
پاشیدن در مورد
splash about
غواصی
scuba dive
زیر آب شنا کن
scuba-dive
برو زیر آب
go underwater
