breaststroke

base info - اطلاعات اولیه

breaststroke - کرال سینه

noun - اسم

/ˈbreststrəʊk/

UK :

/ˈbreststrəʊk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل
description - توضیح

  • روشی برای شنا که در آن بازوهای خود را به بیرون فشار می دهید و سپس آنها را به صورت دایره ای به سمت خود باز می آورید در حالی که زانوهای خود را به سمت بدن خود خم کرده و سپس بیرون می زنید.

  • a way of swimming in which the arms make a circular movement in front of the body while the knees are brought up towards the body and then kicked out and back


    روشی از شنا که در آن بازوها حرکت دایره‌ای در جلوی بدن انجام می‌دهند در حالی که زانوها به سمت بدن بالا می‌آیند و سپس به بیرون و عقب پرتاب می‌شوند.


  • روشی برای شنا که در آن هر دو دست با هم از قفسه سینه زیر آب به سمت جلو حرکت می کنند و سپس به طرفین عقب کشیده می شوند.

  • On Thursday night she was happy just to reach the finals in the 100 breaststroke.


    پنجشنبه شب، او فقط از رسیدن به فینال در 100 قورباغه خوشحال بود.

  • Sammy also collected a 50 freestyle bronze with 31.44-a personal best along with her 43.95 in the 50 breaststroke.


    سامی همچنین یک برنز آزاد 50 را با 31.44 بهترین بازیکن به همراه 43.95 خود در 50 قورباغه به دست آورد.

  • Amanda Beard, 14, she of the huge eyes and a breaststroke that bolts out of the water.


    آماندا ریش، 14 ساله، او از چشمان بزرگ و سینه ای که از آب بیرون می آید.

  • She won the 200-meter breaststroke in world-record time.


    او در دوی 200 متر قورباغه در زمان رکورد جهانی برنده شد.

  • Larne lad Fergus Bailie last night swam the fastest 100 metre breaststroke by a 13-year-old in Ulster.


    فرگوس بیلی، پسر لارنه، شب گذشته سریعترین شنای 100 متر را توسط یک نوجوان 13 ساله در اولستر انجام داد.

  • Time allowed 02:59 Read in studio An Olympic breaststroke champion has taken on a junior swimming team - and lost.


    زمان مجاز 02:59 خواندن در استودیو یک قهرمان المپیک شنای قورباغه با یک تیم شنای نوجوانان - و شکست خورد.

  • Stephen, 17, of Highbury Avenue, Tollesby, Middlesbrough, holds four records for the breaststroke.


    استفن، 17 ساله، از خیابان هایبری، تولزبی، میدلزبرو، دارای چهار رکورد برای کرال سینه است.

example - مثال
  • to swim breaststroke


    شنای قورباغه

  • a slow breaststroke


    حرکت سینه آهسته

  • I can only do the breaststroke.


    من فقط می توانم سینه را انجام دهم.

synonyms - مترادف

  • شنا کردن

  • wade


    وید

  • dip


    شیب

  • paddle


    دست و پا زدن

  • bathe


    حمام کردن

  • dive


    شیرجه رفتن

  • plunge


    غوطه

  • snorkel


    لوله تنفس

  • freestyle


    سبک آزاد


  • سکته

  • submerge


    غوطه ور شدن

  • splash around


    پاشیدن به اطراف

  • go swimming


    رفتن به شنا

  • dog-paddle


    سگ دست و پا زدن

  • skinny-dip


    لاغر

  • tread water


    آج آب

  • go wading


    برو ول کن

  • take a dip


    شیرجه بزنید

  • go for a dip


    برو برای غوطه وری


  • برو برای شنا

  • dabble


    پاشیدن در مورد

  • splash about


    غواصی

  • scuba dive


    زیر آب شنا کن

  • scuba-dive


    برو زیر آب



  • go underwater


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

several

لغت پیشنهادی

adjuvant

لغت پیشنهادی

viewers