bridesmaid
bridesmaid - ساقدوش عروس
noun - اسم
UK :
US :
a girl or woman usually unmarried, who helps a bride on her wedding day and is with her at the wedding
دختر یا زن معمولاً مجرد که در روز عروسی به عروس کمک می کند و در عروسی با او است.
دختر یا زنی که در مراسم عقد به زن در حال ازدواج کمک می کند
a girl or woman usually not married who takes part in a wedding and helps the woman who is getting married
دختر یا زنی که معمولاً ازدواج نکرده و در عروسی شرکت می کند و به زنی که در حال ازدواج است کمک می کند
As for my powder blue double-knit polyester bridesmaid dress and floppy hat I left them behind this time.
در مورد لباس ساقدوش و کلاه فلاپی آبی پودری، دو بافت پلی استر، این بار آنها را پشت سر گذاشتم.
ما لباسهای هالووین و روسریهای قدیمی، لباسهای ساقدوش و موارد مشابه را ذخیره میکنیم.
Together accompanied by the bridesmaids, they return to the bridegroom's house for the wedding and the celebrations that follow.
آنها با همراهی ساقدوش ها برای عروسی و جشن های بعدی به خانه داماد برمی گردند.
The bridesmaid eventually turned up with a tale as long as her arm as to why which nobody listened to.
ساقدوش در نهایت با داستانی به اندازه بازویش در مورد چرایی ظاهر شد که هیچ کس به آن گوش نکرد.
سه خواهرم برای من ساقدوش بودند.
بلند یا کوتاه، ابریشم یا ساتن، وندیس لباسی با طراحی را برای شما و ساقدوشهایتان خواهد داشت.
groomsman
داماد
بهترین مرد
groom
شوهر
طلیعه
usher
مرد
hubby
شریک
همسر
رفیق
spouse
زیبا
bridegroom
خدمتکار
mate
همکار
beau
پیرمرد
attendant
دوست پسر
consort
inamorato
helpmate
جلسه کمکی
چلاندن، فشار دادن
بیدی در
inamorato
پسر
helpmeet
نیمه بهتر
ارباب و ارباب
bidie-in
boyf
