brunt
brunt - برنده
noun - اسم
UK :
US :
نیروی اصلی چیزی ناخوشایند
خرده فروشان در خط آتش فوری قرار دارند و اولین بار بودند که بار عمده کاهش هزینه ها را متحمل شدند.
او فکر میکرد که پادگان ریچموند اکنون باید بار عمده نبرد را متحمل شود.
بیشترین هزینه برآورد شده 1 میلیارد دلاری برای تغییرات در اوکیناوا را متحمل خواهد شد.
جنوب کالیفرنیا، جایی که بانک ها بیشترین همپوشانی را داشتند، بیشترین کاهش را متحمل خواهد شد.
گزارش اخیر نشان داد که کارگران مسنتر چگونه بار رکود اقتصادی را تحمل میکنند.
این انبار بار سنگین بسته ای از اقدامات کاهش هزینه را در سه سایت متحمل می شود.
در رکودهای قبلی، کارگران تولیدی یقه آبی بیشترین از دست دادن شغل را متحمل شدند.
دستان او که برای محافظت از صورتش به سمت بالا پرتاب کرد، بیشترین آسیب را تحمل کرد.
مدارس بیشترین کاهش هزینه های دولت را متحمل خواهند شد.
نیروهای پیاده نظام بار عمده حملات موشکی را به دوش کشیده اند.
شرکت های کوچک دردسرهای رکود را احساس می کنند.
بار
زور
فشار
شوکه شدن
strain
نژاد
رانش
thrust
خشونت
اثر
انگیزه
impetus
نتیجه
تأثیر
پیامد
repercussion
نیروی کامل
نفوذ
علامت
یاتاقان
bearing
عواقب
aftermath
رد پا
footprint
انشعاب
ramification
اهمیت
طنین
پرداخت کردن
reverberation
معنی
pay-off
کنترل
تاب خوردن
احساس؛ عقیده؛ گمان
sway
حک
قدرت
imprint
وزن
