clipboard

base info - اطلاعات اولیه

clipboard - کلیپ بورد

noun - اسم

/ˈklɪpbɔːrd/

UK :

/ˈklɪpbɔːd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [clipboard] در گوگل
description - توضیح

  • یک تخته کوچک مسطح با یک گیره در بالا که کاغذ را نگه می دارد تا بتوانید روی آن بنویسید

  • a part of a computer’s memory that stores information when you are moving it from one document to another


    بخشی از حافظه رایانه که هنگام انتقال اطلاعات از یک سند به سند دیگر، آن را ذخیره می کند


  • یک تخته کوچک مسطح با یک تکه فلز یا پلاستیک روی آن برای نگه داشتن تکه های کاغذ به طوری که بتوانید روی آنها بنویسید.


  • بخشی از حافظه رایانه که بخش هایی از متن را در حالی که آنها را از یک قسمت از یک سند به قسمت دیگر یا به سند دیگر منتقل می کنید ذخیره می کند.

  • a board with a clip at the top that holds sheets of paper in position and provides a surface for writing on


    تخته ای با یک گیره در بالا که ورق های کاغذ را در موقعیت خود نگه می دارد و سطحی برای نوشتن روی آن فراهم می کند

  • an area for storing information temporarily in a computer when you are moving it from one position or document to another


    زمانی که اطلاعات را از یک موقعیت یا سند به موقعیت دیگر منتقل می کنید، ناحیه ای برای ذخیره موقت اطلاعات در رایانه


  • تخته ای با یک تکه فلز در بالا که ورق های کاغذ را در موقعیت خود نگه می دارد و سطحی برای نوشتن روی آن فراهم می کند.

  • a board with a clip at the top which holds sheets of paper in place and which provides a surface for writing on


    تخته ای با یک گیره در بالا که ورق های کاغذ را در جای خود نگه می دارد و سطحی را برای نوشتن بر روی آن فراهم می کند.

  • But now the sergeant had a clipboard, and he needed information for it.


    اما حالا گروهبان کلیپ بورد داشت و برای آن به اطلاعات نیاز داشت.

  • The court was packed throughout the day-long hearing and Sonia Sutcliffe sat alongside her solicitor carefully taking notes on a clipboard.


    دادگاه در طول جلسه یک روزه مملو از جمعیت بود و سونیا ساتکلیف در کنار وکیل خود نشسته بود و با دقت روی کلیپ بورد یادداشت می کرد.

  • Jody looks at the stats on her clipboard.


    جودی به آمار موجود در کلیپ بورد خود نگاه می کند.

  • They were handing people copies of a petition on clipboards, and the people were laughing and signing them.


    آنها نسخه هایی از یک طومار را روی کلیپ بورد به مردم می دادند و مردم می خندیدند و آنها را امضا می کردند.

  • A few years down the road and along come the fitness men with their clipboards and stop-watches.


    چند سال بعد، مردان تناسب اندام با کلیپ بوردها و کرونومترهایشان می آیند.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • padfolio


    پادفولیو


  • تخته تحریر

  • forms holder


    دارنده فرم ها


  • پرونده سند

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

whips

لغت پیشنهادی

garish

لغت پیشنهادی

buy