loath
loath - نفرت
adjective - صفت
UK :
US :
عدم تمایل به انجام کاری
unwilling; reluctant
ناخواسته، بی میل؛ بی میل
او کاملاً از انجام آن متنفر بود و از تصور اینکه وقتی متوجه شود چه عکس العملی نشان خواهد داد، لرزید.
او از تشویق مردم به سفت نشستن متنفر است.
It was my home for many months, so much so that when at last I was discharged, I was loath to leave.
ماه ها خانه من بود، به طوری که وقتی بالاخره مرخص شدم، از رفتن بیزار بودم.
با این حال، او از جدا شدن از افراد ماهری که جایگزین کردن آنها در زمان صعود دشوار است، بیزار است.
Even the Church will today readily admit this while remaining loath to relinquish many of the benefits obtained by the deception.
حتی کلیسا نیز امروز به راحتی این را می پذیرد، در حالی که از چشم پوشی از بسیاری از مزایای فریب کاری بیزار است.
مردم در آن زمان از انجام هر اقدامی بیزار بودند.
از اعتراف به اشتباه خود بیزار بود.
آنها آشکارا از اینکه اجازه دهند او را ترک کنند بیزار بودند.
من از خرج کردن یکباره آن بیزارم.
او از اعتراف آن بیزار است، اما واقعاً اپرا را دوست ندارد.
reluctant
بی میل
disinclined
بی میلی
unwilling
ناخواسته، بی میل
indisposed
ناتوان
hesitant
مردد، دودل
averse
بیزاری
opposed
مخالف
می ترسد
uneager
بی اشتیاق
reticent
تضعیف
resistant
مقاوم
cagey
قفس
backward
به عقب
cagy
محتاط
wary
خصومت آمیز
hostile
کری
chary
آنتاگونیست
antagonistic
مشکوک
dubious
بد اخلاق
ill-disposed
حال نداشتن
آهسته. تدریجی
لات
loth
آماده نشده
unprepared
غیر مشتاق
unenthusiastic
ضد درد
antipathetic
بی تمایل
uninclined
مردد
hesitating
مردد در مورد
hesitant about
کری از
chary of
خصمانه
inimical
مایل بودن
مشتاق
anxious
بیرون انداخته شده
disposed
شیب دار
inclined
تیز
keen
تایید کردن
approving
آرزومند
avid
برای
desirous
آماده
enthusiastic
بدون مخالفت
برانگیخته
گرسنه
unopposed
پرشور
excited
کمیاب
حریص
ardent
بی صبر
enthused
پمپاژ شده است
raring
تشنه
voracious
دیوانه
impatient
agog
pumped
خواهان
thirsty
وحشی
تشنگی
agog
استوک کرد
solicitous
مورچه
گیک
athirst
stoked
antsy
greedy
geeked
