raving
raving - جسور
adjective - صفت
UK :
US :
حرف زدن یا رفتار دیوانه وار
برای تأکید بر اینکه کسی یا چیزی دارای کیفیت خاصی است استفاده می شود
کامل یا افراطی، یا به طور کامل یا شدید
او خوشگل نبود، هیکلی شبیه مدل نداشت - تنها چیزی که داشت مقداری پول بود.
درست بود که او هرگز یک زیبایی غوغا نکرده بود، اما در آن لحظه به نظر ویران شده بود.
اگر فقط می توانست عصای جادویی را تکان دهد تا دختر چاق را به یک زیبایی غرورآفرین تبدیل کند.
خوب است بدانید که فکر می کنید دخترتان یک معتاد متجاوز و یک تارت است.
مگر اینکه شما یک نابغه پرخاشگر باشید، انجام این کار ایده خوبی نیست.
در این شرایط کمی مشکل است، اگرچه من در واقع هرگز این کار را با یک لونی پرخاشگر انجام ندادهام.
مثل یک کابوس بود.
او فکر کرد که این مرد یک سادیست پرخاشگر بود و سپس متوجه شد که این یکی از الزامات شغل اوست.
a raving beauty/success
زیبایی/موفقیت غمگین
من فکر می کنم او یک دیوانه است.
او باید یک احمق/دیوانه هولناک باشد.
آخرین کتاب او پرفروش/موفق بود.
She's no raving beauty.
او هیچ زیبایی تحسین برانگیزی ندارد.
فکر میکنم شما (به شدت) دیوانه شدهاید که قبول میکنید این همه کار اضافی را بدون پرداخت پول انجام دهید.
او در اواخر عمرش دیوانه شده بود.
قابل توجه
مفرد
singular
قابل توجه، برجسته، موثر
striking
خارق العاده
برجسته
outstanding
خیره کننده
stunning
خیلی عالی
