shard
shard - تکه شکسته
noun - اسم
UK :
US :
یک تکه تیز شیشه شکسته، فلز و غیره
یک آسمان خراش بسیار بلند در نزدیکی پل لندن که توسط معمار رنزو پیانو طراحی شده است.
تکه ای از یک لیوان شکسته، فنجان، ظرف یا شیء مشابه
یک قطعه تیز شکسته از یک ماده سخت
Out to a distance of seventy-five kilometers, windows are blown in and shards of glass are accelerated to high speeds.
تا فاصله هفتاد و پنج کیلومتری، پنجرهها به داخل منفجر میشوند و خردههای شیشه به سرعت بالا میرسند.
The guests were completely cowed, like golden calf worshippers contemplating shards of Moses' broken tablets.
میهمانان مانند گوساله پرستان طلایی که به تکه های الواح شکسته موسی می اندیشند کاملاً متحیر بودند.
به هر طرف که نگاه می کنی، تکه های کوچک شیشه در نور چراغ برق می درخشند.
بخشی از صحنه در ساعت 1:26 بامداد فوران کرد. متر، و قطعات فلزی در سراسر پارک المپیک صد ساله پرواز کردند.
Ross turned and walked five steps when the blast blew out the glass and propelled hundreds of shards into his body.
راس برگشت و پنج قدم رفت که انفجار شیشه را منفجر کرد و صدها تکه تکه به بدنش رانده شد.
مهندسان بهتر از سایر افراد در معناسازی از خرده حقایق و آمار هستند.
خردههای آینه: هر کدام حاوی خاطرهای از چشمها هستند.
این سفال شامل یک قمقمه کوچک، یک کاسه و دو خرده بود.
خرده های شیشه
آجرکاری در گرد و غبار و تکه های خاک رس در حال پرواز منفجر شد.
قطعات شیشه به بالای دیوار چسبانده شده اند تا مانع از بالا رفتن مردم شوند.
shards of glass/metal/pottery
خرده های شیشه/فلز/سفال
fragment
قطعه
تراشه
برش
sliver
بیت
باطله
scrap
اصلاح
shaving
لرزیدن
shiver
ترکش
splinter
تمیز کردن
paring
بخش
سفال
potsherd
خرد کردن
shred
ذره
particle
خرده نان
crumb
پوسته پوسته شدن
flake
غلات
لقمه
morsel
لکه. خال
speck
تکه
یوتا
iota
اتم
atom
کسر
fraction
کنه
mite
رها کردن
اشتراک گذاری
chunk
توده
snippet
نقطه
lump
jot
