shard

base info - اطلاعات اولیه

shard - تکه شکسته

noun - اسم

/ʃɑːrd/

UK :

/ʃɑːd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shard] در گوگل
description - توضیح

  • یک تکه تیز شیشه شکسته، فلز و غیره

  • an extremely tall skyscraper near London Bridge designed by the architect Renzo Piano.


    یک آسمان خراش بسیار بلند در نزدیکی پل لندن که توسط معمار رنزو پیانو طراحی شده است.


  • تکه ای از یک لیوان شکسته، فنجان، ظرف یا شیء مشابه


  • یک قطعه تیز شکسته از یک ماده سخت

  • Out to a distance of seventy-five kilometers, windows are blown in and shards of glass are accelerated to high speeds.


    تا فاصله هفتاد و پنج کیلومتری، پنجره‌ها به داخل منفجر می‌شوند و خرده‌های شیشه به سرعت بالا می‌رسند.

  • The guests were completely cowed, like golden calf worshippers contemplating shards of Moses' broken tablets.


    میهمانان مانند گوساله پرستان طلایی که به تکه های الواح شکسته موسی می اندیشند کاملاً متحیر بودند.

  • Everywhere you look little shards of glass glistening in the lamplight.


    به هر طرف که نگاه می کنی، تکه های کوچک شیشه در نور چراغ برق می درخشند.

  • Part of the stage erupted at 1: 26 a. m., and metal shards flew all over Centennial Olympic Park.


    بخشی از صحنه در ساعت 1:26 بامداد فوران کرد. متر، و قطعات فلزی در سراسر پارک المپیک صد ساله پرواز کردند.

  • Ross turned and walked five steps when the blast blew out the glass and propelled hundreds of shards into his body.


    راس برگشت و پنج قدم رفت که انفجار شیشه را منفجر کرد و صدها تکه تکه به بدنش رانده شد.

  • Engineers are better than other folks at making meaning out of the shards of facts and statistics.


    مهندسان بهتر از سایر افراد در معناسازی از خرده حقایق و آمار هستند.

  • The shards of mirror: each one containing a memory of eyes.


    خرده‌های آینه: هر کدام حاوی خاطره‌ای از چشم‌ها هستند.

  • The pottery consisted of a small flask, a bowl and two shards.


    این سفال شامل یک قمقمه کوچک، یک کاسه و دو خرده بود.

example - مثال
  • shards of glass


    خرده های شیشه

  • The brickwork exploded in dust and flying shards of clay.


    آجرکاری در گرد و غبار و تکه های خاک رس در حال پرواز منفجر شد.

  • Shards of glass have been cemented into the top of the wall to stop people climbing over.


    قطعات شیشه به بالای دیوار چسبانده شده اند تا مانع از بالا رفتن مردم شوند.

  • shards of glass/metal/pottery


    خرده های شیشه/فلز/سفال

synonyms - مترادف
  • fragment


    قطعه


  • تراشه


  • برش

  • sliver


    بیت

  • bit


    باطله

  • scrap


    اصلاح

  • shaving


    لرزیدن

  • shiver


    ترکش

  • splinter


    تمیز کردن

  • paring


    بخش


  • سفال

  • potsherd


    خرد کردن

  • shred


    ذره

  • particle


    خرده نان

  • crumb


    پوسته پوسته شدن

  • flake


    غلات


  • لقمه

  • morsel


    لکه. خال

  • speck


    تکه


  • یوتا

  • iota


    اتم

  • atom


    کسر

  • fraction


    کنه

  • mite


    رها کردن


  • اشتراک گذاری

  • chunk


    توده

  • snippet


    نقطه



  • lump


  • jot


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

verdant

لغت پیشنهادی

easel

لغت پیشنهادی

disprove