ultra
ultra - فوق العاده
noun - اسم
UK :
US :
فوق العاده
بالاتر و فراتر از چیزی در یک محدوده
a person who has extreme political or religious opinions, or opinions that are more extreme than others in the same political party etc.
شخصی که دارای عقاید افراطی سیاسی یا مذهبی یا عقاید افراطی تر از دیگران در همان حزب سیاسی است و غیره.
an extreme supporter of a football club often one who is part of an organized group that may also have extreme political opinions
طرفدار افراطی یک باشگاه فوتبال، اغلب کسی که بخشی از یک گروه سازمان یافته است که ممکن است عقاید سیاسی افراطی نیز داشته باشد
یک مسابقه دوی طولانی تر از یک ماراتن (= مسابقه ای که تقریباً 26 مایل است)
شدید یا شدید
شامل مسافت های طولانی تر از حد معمول است
با صفت به معنای بسیار استفاده می شود
an ultramodern building
یک ساختمان فوق مدرن
ultraviolet light
نور فرابنفش
به زودی اولتراهای سمت راست حزب انتقادات خود را از نخست وزیر از سر خواهند گرفت.
The only sign of tension came when several hundred Napoli ultras protested against the closure of their clubs's ground.
تنها نشانه تنش زمانی بود که چند صد بازیکن اولترا ناپولی به بسته شدن زمین باشگاهشان اعتراض کردند.
این اولترا شش روزه، نسخه آمریکایی ماراتن دس سابلز، 148 مایل را طی می کند.
ultra-expensive
فوق العاده گران
ultra-modern architecture
معماری فوق مدرن
ultra-sensitive
فوق العاده حساس
an ultra-short haircut
یک مدل موی فوق العاده کوتاه
او به عنوان دونده اولتراماراتن مشهور بود.
ultra-cycling/ultra-running events
رویدادهای فوق دوچرخه سواری/فوق دویدن
ultraconservative
فوق محافظه کار
ultramodern
فوق مدرن
این بلندگوهای بسیار نازک را می توان به عنوان نقاشی روی دیوار پنهان کرد.
یک گروه سیاسی فوق محافظه کار
این شبکه از کابل فیبر نوری فوق سریع استفاده می کند.
مفرط
افراطی
fanatical
متعصب
extremist
انقلابی
revolutionary
هار
revolutionist
نامتعادل
fanatic
شدید
rabid
بیش از اندازه
immoderate
رفته
drastic
عجیب و غریب
excessive
بیرون
gone
بیرون زده
outlandish
دور از
outre
بیش از حد
outré
همه بیرون
far-out
خیلی زیاد
over-the-top
خارج از محدوده
غیر معتدل
ستیزه جو
جان سخت
intemperate
شورشی
militant
بیش از حد غیرتمند
diehard
چشم گردان
rebel
پرشور
overzealous
اغراق آمیز
swivel-eyed
غیرتمند
fervent
برانداز
exaggerated
zealous
passionate
subversive
middle-of-the-road
میانه راه
nonrevolutionary
غیر انقلابی
unrevolutionary
مسیر اصلی
mainstream
وسط
در حد متوسط
محافظه کار
مؤسس
establishmentarian
اصولگرا
fundamentalist
سنت گرا
traditionalist
غیر پیشرونده
unprogressive
