unprocessed

base info - اطلاعات اولیه

unprocessed - پردازش نشده

N/A - N/A

ˌʌnˈprɑː.sest

UK :

ˌʌnˈprəʊ.sest

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unprocessed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There are ways to eat healthy unprocessed food on a budget.


    راه هایی برای خوردن غذاهای سالم و فرآوری نشده با بودجه وجود دارد.

  • Alien species often arrive in unprocessed wood.


    گونه های بیگانه اغلب در چوب های فرآوری نشده وارد می شوند.

  • They made efforts to deal with the backlog of unprocessed applications.


    آنها تلاش هایی را برای مقابله با حجم برنامه های کاربردی پردازش نشده انجام دادند.

  • There is a mounting pile of unprocessed claims for unemployment benefits.


    انبوهی از مطالبات رسیدگی نشده برای مزایای بیکاری وجود دارد.

  • All unprocessed data is stored locally.


    تمام داده های پردازش نشده به صورت محلی ذخیره می شوند.

  • In order to create useful information data (unprocessed facts and figures) must be collected and organized in some meaningful pattern.


    به منظور ایجاد اطلاعات مفید، داده ها (حقایق و ارقام پردازش نشده) باید جمع آوری و در الگوهای معنادار سازماندهی شوند.

  • Unprocessed grief can affect your daily life for many years.


    غم و اندوه پردازش نشده می تواند زندگی روزمره شما را برای چندین سال تحت تاثیر قرار دهد.

  • It used to be believed that depression anger and unprocessed emotions are what cause cancer.


    قبلاً اعتقاد بر این بود که افسردگی، خشم و احساسات پردازش نشده عامل سرطان هستند.

synonyms - مترادف
  • crude


    خام

  • unrefined


    تصفیه نشده


  • طبیعی

  • raw


    درمان نشده

  • untreated


    درشت

  • coarse


    تازه


  • کار نشده

  • unworked


    بومی


  • ارگانیک. آلی


  • دست نخورده

  • unpurified


    سالم

  • untouched


    اولیه

  • intact


    توسعه نیافته

  • primitive


    برهنه

  • undeveloped


    آسیاب نشده

  • undressed


    اصلاح نشده

  • unmilled


    صیقلی نشده

  • unmodified


    آماده نشده

  • unpolished


    کل

  • unprepared


    خشن

  • unwrought


    بی ادب


  • روستایی


  • ناتمام

  • rude


    در خام

  • rustic


    در خشن

  • unfinished


    جلگه


  • بدون فیلتر


  • باکره

  • plain


  • unfiltered


  • virgin


antonyms - متضاد
  • refined


    تصفیه شده

  • processed


    فرآوری شده

  • dressed


    لباس پوشیده

  • treated


    تحت درمان


  • خوب

  • fine-grained


    ریزدانه

  • polished


    جلا داده شده

  • prepared


    آماده شده

  • handled


    رسیدگی می شود

  • fixed


    درست شد

  • manufactured


    ساخته

  • artificial


    ساختگی

  • unnatural


    غیر طبیعی

  • synthetic


    مصنوعی

  • preserved


    حفظ شده است

  • packaged


    بسته بندی شده

  • canned


    کنسرو شده

  • frozen


    منجمد

  • pickled


    ترشی

  • dried


    خشک شده

  • smoked


    دودی

  • salted


    نمک زده

  • cured


    درمان شد

  • tinned


    بطری شده

  • bottled


    ساخت کارخانه

  • factory-made


    جعبه شده

  • boxed up


    صنعتی

  • packed


    با مواد افزودنی


  • تخمیر شده

  • with additives


  • fermented


لغت پیشنهادی

amphitheater

لغت پیشنهادی

recorded

لغت پیشنهادی

involved