wiring
wiring - سیم کشی
noun - اسم
UK :
US :
شبکه سیم هایی که سیستم الکتریکی را در یک ساختمان، وسیله نقلیه یا قطعه ای از تجهیزات تشکیل می دهند
سیستم سیم هایی که برق را در یک ساختمان حمل می کنند
سیستم سیم ها در یک ساختمان که برق را حمل می کند
Anixter distributes 90,000+ wiring systems for voice data and video communications; supplies customers worldwide, usually within 24 hours.
Anixter بیش از 90000 سیستم سیم کشی را برای ارتباطات صوتی، داده و تصویری توزیع می کند. مشتریان را در سراسر جهان، معمولاً ظرف 24 ساعت تامین می کند.
این ممکن است به معنای انجام برخی کارهای مونتاژی باشد، مانند سیم کشی ابزار به داشبورد.
copper wiring
سیم کشی مسی
خانه در حال ساخت، سیم کشی برق و سیستم لوله کشی را نشان می دهد.
The crash in south London was caused by faulty wiring undertaken by the 11 signal engineers and managers during the signal modernisation.
تصادف در جنوب لندن به دلیل سیم کشی معیوب انجام شده توسط 11 مهندس سیگنال و مدیر در طول نوسازی سیگنال ایجاد شد.
خلاصه پروژه فقط مطالعه امکان سنجی سیم کشی جمعیت چانگ کو خواهد بود.
آنها نیازی به سیم کشی خاصی ندارند و ممکن است با ترموستاتیک کنترل شوند تا در دمای 3 درجه سانتیگراد روشن شوند.
سیم کشی را هم بارها چک کردم و گفتم خوب است.
برخی از شرکت های برق بررسی سیم کشی بصری رایگان را برای افراد مسن یا معلول انجام می دهند.
بهتر است قبل از شروع دکوراسیون، از یک برقکار برای بررسی سیم کشی استفاده کنیم.
a wiring diagram
یک نمودار سیم کشی
سیم کشی داخلی مغز
تجربیات اجتماعی ما سیم کشی مغز اجتماعی ما را شکل می دهد.
سیم کشی داخلی ما از زمان اجداد مودار ما تغییر چندانی نکرده است.
سیم کشی موجود باید تعویض شود.
سیم کشی پشت یک پانل کاذب پنهان شده بود.
سیم کشی های قدیمی را بیرون آوردند.
یک شبکه سیم کشی ساخت یافته
پس از اعلام ناایمن بودن سیم کشی توسط آتش نشانی، کلوپ شبانه تعطیل شد.
سیم کشی برق معیوب می تواند باعث آتش سوزی شود.
electrification
برقی شدن
electrifying
برق انداختن
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده