wiring

base info - اطلاعات اولیه

wiring - سیم کشی

noun - اسم

/ˈwaɪərɪŋ/

UK :

/ˈwaɪərɪŋ/

US :

family - خانواده
wire
سیم
wireless
بي سيم
wiry
بامزه
wired
سیمی
google image
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wiring] در گوگل
description - توضیح

  • شبکه سیم هایی که سیستم الکتریکی را در یک ساختمان، وسیله نقلیه یا قطعه ای از تجهیزات تشکیل می دهند


  • سیستم سیم هایی که برق را در یک ساختمان حمل می کنند


  • سیستم سیم ها در یک ساختمان که برق را حمل می کند

  • Anixter distributes 90,000+ wiring systems for voice data and video communications; supplies customers worldwide, usually within 24 hours.


    Anixter بیش از 90000 سیستم سیم کشی را برای ارتباطات صوتی، داده و تصویری توزیع می کند. مشتریان را در سراسر جهان، معمولاً ظرف 24 ساعت تامین می کند.

  • That may mean doing some assembly work such as wiring instruments into a dashboard.


    این ممکن است به معنای انجام برخی کارهای مونتاژی باشد، مانند سیم کشی ابزار به داشبورد.

  • copper wiring


    سیم کشی مسی

  • The house in the making, showing the electric wiring and plumbing system.


    خانه در حال ساخت، سیم کشی برق و سیستم لوله کشی را نشان می دهد.

  • The crash in south London was caused by faulty wiring undertaken by the 11 signal engineers and managers during the signal modernisation.


    تصادف در جنوب لندن به دلیل سیم کشی معیوب انجام شده توسط 11 مهندس سیگنال و مدیر در طول نوسازی سیگنال ایجاد شد.

  • The brief of the Project will be to study only the feasibility of wiring up Chung Kuo's population.


    خلاصه پروژه فقط مطالعه امکان سنجی سیم کشی جمعیت چانگ کو خواهد بود.

  • They need no special wiring and may be thermostatically controlled to come on at 3°C.


    آنها نیازی به سیم کشی خاصی ندارند و ممکن است با ترموستاتیک کنترل شوند تا در دمای 3 درجه سانتیگراد روشن شوند.

  • I've also had the wiring checked numerous times and told it was fine.


    سیم کشی را هم بارها چک کردم و گفتم خوب است.

  • Some electricity companies do free visual wiring checks for elderly or disabled people.


    برخی از شرکت های برق بررسی سیم کشی بصری رایگان را برای افراد مسن یا معلول انجام می دهند.

example - مثال
  • We'd better get an electrician to check the wiring before we start decorating.


    بهتر است قبل از شروع دکوراسیون، از یک برقکار برای بررسی سیم کشی استفاده کنیم.

  • a wiring diagram


    یک نمودار سیم کشی

  • the brain's internal wiring


    سیم کشی داخلی مغز

  • Our social experiences shape the wiring of our social brains.


    تجربیات اجتماعی ما سیم کشی مغز اجتماعی ما را شکل می دهد.

  • Our internal wiring has not changed much since the time of our hairy ancestors.


    سیم کشی داخلی ما از زمان اجداد مودار ما تغییر چندانی نکرده است.

  • The existing wiring will have to be replaced.


    سیم کشی موجود باید تعویض شود.

  • The wiring was concealed behind a false panel.


    سیم کشی پشت یک پانل کاذب پنهان شده بود.

  • They took out the old wiring.


    سیم کشی های قدیمی را بیرون آوردند.

  • a structured wiring network


    یک شبکه سیم کشی ساخت یافته

  • The nightclub closed after the fire brigade declared its wiring to be unsafe.


    پس از اعلام ناایمن بودن سیم کشی توسط آتش نشانی، کلوپ شبانه تعطیل شد.

  • Faulty electrical wiring could cause a fire.


    سیم کشی برق معیوب می تواند باعث آتش سوزی شود.

synonyms - مترادف
  • electrification


    برقی شدن

  • electrifying


    برق انداختن

antonyms - متضاد
  • disorganisationUK


    سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده

لغت پیشنهادی

straws

لغت پیشنهادی

favoritism

لغت پیشنهادی

sixteenths