favoritism

base info - اطلاعات اولیه

favoritism - طرفداری

N/A - N/A

ˈfeɪ.vər.ə.tɪ.zəm

UK :

ˈfeɪ.vər.ɪ.tɪ.zəm

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [favoritism] در گوگل
description - توضیح
  • the American spelling of favouritism


    املای طرفداری آمریکایی

  • US spelling of favouritism


    املای ایالات متحده از طرفداری


  • حمایت ناعادلانه از یک فرد یا گروه، به ویژه. توسط کسی که دارای قدرت است

  • Nepotism, cronyism and favoritism are rampant.


    خویشاوندی، دوستی و طرفداری بیداد می کند.

  • We are uncomfortable with first ladies who are at home in the world of suspect financial practices and favoritism.


    ما با خانم های اولی که در دنیای اعمال مشکوک مالی و طرفداری در خانه هستند، ناراحت هستیم.

  • Many cultures bias their legacies, parental care sustenance, and favoritism toward sons at the expense of daughters.


    بسیاری از فرهنگ ها میراث، مراقبت والدین، رزق و روزی، و طرفداری نسبت به پسران را به قیمت دختران، سوگیری می کنند.

  • A boss who is romantically involved with a subordinate can exhibit favoritism through raises, promotions, assignments and the like.


    رئیسی که به صورت عاشقانه با یکی از زیردستان درگیر است، می تواند از طریق افزایش حقوق، ترفیع، مأموریت و مواردی از این دست، طرفداری از خود نشان دهد.

  • The hypocrisy involved in her narrow favoritism was revealed in several ways.


    ریاکاری که در طرفداری باریک او وجود داشت از چند طریق آشکار شد.

  • An item from the recent corporate survey shows an 8 % decline in employee ratings of supervisor fairness and absence of favoritism.


    یک مورد از نظرسنجی اخیر شرکتی کاهش 8 درصدی در رتبه بندی کارکنان از انصاف سرپرست و عدم علاقه مندی را نشان می دهد.

  • School district employees believed that promotions were based on favoritism.


    کارمندان ناحیه مدرسه بر این باور بودند که ترفیعات بر اساس طرفداری است.

  • You may need additional training but the matter of supervisory favoritism lies in your hands.


    ممکن است به آموزش های اضافی نیاز داشته باشید، اما موضوع طرفداری نظارتی در دستان شماست.

  • This favoritism took the form of inheritance of land and wealth but it also took the form of simple care.


    این طرفداری به شکل ارث از زمین و ثروت بود، اما به شکل مراقبت ساده نیز به خود گرفت.

example - مثال
  • The teacher was careful not to show favoritism to any one student.


    معلم مواظب بود که به هیچ دانش آموزی طرفداری نکند.

synonyms - مترادف
  • bias


    جانبداری

  • prejudice


    تعصب

  • partiality


    ترجیح


  • حزب گرایی

  • partisanship


    تمایل

  • inclination


    بی انصافی

  • unfairness


    تبعیض


  • نابرابری

  • inequity


    خویشاوندی

  • nepotism


    ترجیح گرایی

  • preferentialism


    یک طرفه بودن

  • one-sidedness


    درمان ترجیحی

  • preferential treatment


    رفتار غیر منصفانه

  • unfair treatment


    علاقه مندی انگلستان

  • favouritismUK


    طرفدار ایالات متحده

  • favorUS


    favourUK

  • favourUK


    استعداد

  • predisposition


    غیر عینی بودن

  • predilection


    تمایل گرایی

  • nonobjectivity


    وضع

  • tendentiousness


    تکیه دادن

  • disposition


    خم شده

  • bigotry


    عدم تحمل

  • leaning


    شوونیسم

  • penchant


    گرایش

  • propensity


    عدم آزادی

  • bent


  • intolerance


  • chauvinism



  • illiberality


antonyms - متضاد
  • fairness


    انصاف

  • impartiality


    بی طرفی


  • عدالت

  • neutrality


    دوست نداشتن

  • dislike


    عینیت

  • unbiasedness


    ذهن باز

  • objectivity


    انزجار

  • open-mindedness


    بی میلی

  • antipathy


    نفرت

  • disinclination


    بی علاقگی


  • تحمل

  • hatred


    بیزاری

  • disinterest


    عینی بودن

  • equity


    بی تعصبی

  • tolerance


    برابری

  • justness


    نارضایتی انگلستان

  • aversion


    ناپسند

  • neutralism


    نارضایتی آمریکا

  • objectiveness


    غیر حزبی

  • loathing


  • unprejudicedness


  • impartialness


  • unprejudice


  • distaste


  • disgust


  • equitableness


  • equality


  • disfavourUK


  • mislike


  • disfavorUS


  • nonpartisanship


لغت پیشنهادی

airless

لغت پیشنهادی

aping

لغت پیشنهادی

tartan